تبلیغات
- اخبار روز ،متون علمی و ادبی،دانلود،آموزش وبلاگ نویسی و .. - مطالب سخن بزرگان
ما ســــــــــــعی میكنیم بهترین هــــــــــــــــا را در این جـــــــــــا برایتــــــــان تــــــــدار ك ببینیم

-
-
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391
نویسنده : سعید ابدالی

فراموش کردن گذشته می تواند کنار آمدن با مرگ، طلاق یا برهم خوردن رابطه ها را شامل شود. توصیه هایی که برایتان آورده ایم کمکتان می کند با گذشته خداحافظی کنید و به سمت آینده پیش روید.

فراموش کردن گذشته، چه به معنای ترک یک رابطه عادتی یا سوگواری از مرگ عزیزی باشد یکی از سخت ترین کارهاست. حتی با اینکه آن رابطه ، رابطه ای ناسالم بوده اما هنوز هم برای جدا شدن از آن مشکل دارید.

آسان نیست، اما راه های عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشته تان را فراموش کنید. اما قبل از اینکه با گذشته خداجافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبه رو شوید.

قدم هایی برای فراموش کردن گذشته

1 - بنویسید، حرف بزنید، طراحی کنید، نقاشی کنید، وگرنه به دام خاطراتتان می افتید. فراموش کردن گذشته یعنی احترام گذاشتن به خاطراتتان.

2 - احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناک را با شستن آنها از ذهنتان فراموش کنید – شاید در طول آن احساس وحشتناکی داشته باشید اما بعد از آن آرام و راحت خواهید شد. با زندگی کردن دوباره با آن خاطرات، فراموششان کنید.

3 - در صورت امکان به عقب برگردید و با آدم هایی که در آن خاطرات کنارتان بودند صحبت کنید. فراموش کردن گذشته می تواند به معنی برگشتن به گذشته باشد.

ادامه مطلب را بخوانید......


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391
نویسنده : سعید ابدالی

آیا تابحال شده عدم موفقیت خودتان در دستیابی به یک هدف را با بهانه‌ عدم تجربه توجیه کنید؟ یا اینکه منابع، پول یا زمان لازم را نداشته‌اید؟ آیا شده قبل از اینکه حتی ت*** کرده باشید، تسلیم شوید؟

آیا تابحال شده موفقیت کسان دیگر در رشته و زمینه کاری خودتان را به‌خاطر چیزهای جزئی مثل موارد زیر ببینید :
او موفق است چون مهارتش در کامپیوتر بیشتر است.
او موفق است چون آدم‌های زیادی را در این زمینه می‌شناسد.
آنها موفق هستند چون خیلی سال است که اینکار را می‌کنند.
او برای این توانست اینکار را بکند چون خیلی وضعش خوب است، پول پارو می‌کند.
او برای این موفق است چون همیشه از من خوش‌شانس‌تر بوده است.

کار واقعی پشت صحنه را ندیده‌ایم، دلیل واقعی موفقیت این افراد را نادیده گرفته‌ایم، به‌اضافه اینکه انرژی زیادی را هم صرف توجیه عدم موفقیت خودمان کرده‌ایم و موقعیت‌ها و فرصت‌های واقعی برای عبرت گرفتن از توانایی‌ها و موفقیت‌های آنها را از دست داده‌ایم.
شما تنها نیستید ...
خیلی از ما مثل شما هستیم. خیلی از ما به‌خاطر طرز تفکر محدود‌ کننده، با همین تجربه دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنیم. شاید خیلی سخت به‌ نظر برسد اما واقعیت است و برای روشن‌ کردن این موضوع باید با دیدی منتقدانه به آن نگاه کنیم و با خودمان صادق باشیم.

ادامه مطلب را بخوانید....


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : یکشنبه 8 مرداد 1391
نویسنده : سعید ابدالی
1- زیبایی خیره کننده
شما دختر زیبایی هستید و هم خودتان و هم اطرافیانتان انتظار دارید همسری که انتخاب می کنید به اندازه خودتان زیبا باشد؛ شما پسر خوش تیپ و خوش هیکلی هستید و دوست دارید همسری داشته باشید که از این لحاظ هم سطح خودتان باشد؛ شما به تازگی با فردی آشنا شده اید که بسیار زیباست و واقعا شما را مجذوب خودش کرده است؛ همین جا بایستید: شما به شدت در معرض خطر انتخاب نادرست قرار دارید!
شکی نیست که همه ما زیبایی را دوست داریم و به سمت آن جذب می شویم، اما وقتی نقش زیبایی در انتخاب ما بیشتر از حد معقول باشد، دردسرهایمان هم شروع می شود. بهتر است قبل از اینکه کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با اینکه زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، بازهم او را انسان خوبی می دانستید؟
 
2 - پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه
می گویند لازم نیست خانم ها نصف عمرشان را درس بخوانند و زحمت بکشند تا بشوند خانم دکتر، همین که همسر یک دکتر شوند، همه آنها را « خانم دکتر » صدا می زنند.
موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند سایر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با « خود » او زیر یک سقف می رویم – شما در داخل خانه دیگر خانم دکتر نخواهید بود!
اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : شنبه 31 تیر 1391
نویسنده : araz

کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم: من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟

ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنند و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :

«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

مطلب بصورت کامل در آرشیوجانبی...........




موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
برچسب‌ها: علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا ,
تاریخ : یکشنبه 25 تیر 1391
نویسنده : سعید ابدالی

  وقتی کسی در خیابان با رانندگی بد خود، سد راه شما می‌شود، خونتان به جوش می‌آید؟ وقتی فرزندتان در خانه همکاری نمی‌کند، اعصابتان خرد می‌شود؟ عصبانیت احساسی کاملاً طبیعی و حتی سالم است.   اما خیلی مهم است که به طریقی مثبت با آن کنار بیایید. عصبانیتی که کنترل نشود می‌تواند هم به سلامتتان و هم به روابطتان آسیب بزند                  .             

 

برای کنترل عصبانیتتان آماده‌اید؟ با این 10 نکته شروع کنید.

 

 وقفه بیندازید

تا 10 شمردن فقط برای بچه‌ها نیست. قبل از اینکه در یک موقعیت پیچیده واکنش نشان دهید، چند لحظه صبر کنید، نفس عمیق بکشید و تا 10 بشمرید. کُند کردن واکنش می‌تواند کمکتان کند اعصابتان آرام‌تر شود. در صورت لزوم، کمی از فرد یا موقعیت مورد نظر دور شوید تا کمی عصبانیتتان فروکش کند.

 

 وقتی آرام شدید، عصبانیتتان را بروز دهید

به محض اینکه توانستید خود را کنترل و درست فکر کنید، ناراحتی و عصبانیتتان را به طریقی قاطع اما غیرمقابله‌ای ابراز کنید. نگرانی‌ها و نیازهایتان را واضح و مستقیم بیان کنید، بدون اینکه بخواهید کسی را ناراحت یا کنترل کنید.

 

 ورزش کنید

فعالیت فیزیکی می‌تواند راه خروجی احساسات باشد، مخصوصاً اگر در حال انفجار هستید. اگر احساس می‌کنید عصبانیتتان شدیداً بالا رفته است، به پیاده‌روی یا دو بروید یا زمانی را به انجام فعالیت فیزیکی موردنظرتان اختصاص دهید. فعالیت‌جسمانی موادشیمیایی مختلفی را در مغز فعال می‌کند که باعث می‌شود احساس شادی بیشتری داشته و خیلی بیشتر از قبل احساس آرامش کنید.


 ادامه مطلب را بخوانید



ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : سه شنبه 13 تیر 1391
نویسنده : سعید ابدالی
وقتی کسی با شما طوری برخورد می‌کند که انگار فقط یکی از چندین و چند انتخاب هستید، به آنها کمک کنید با بیرون آوردن شما از آن تساوی انتخاب‌هایشان را محدود کنند.

خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کرده‌اید. خودِ درونیتان را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایده‌ها، توانایی‌ها و زیبایی شما را ندارد. همانی باشید که از خودتان می‌شناسید یعنی بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته، با خودتان صادق باشید.

از همین امروز شروع کنید...

1 - اولویت‌هایتان را مشخص کنید
 20 سال دیگر واقعاً مهم نیست که امروز چه کفشی پوشیده بودید، موهایتان چه مدلی بود یا مارک شلوار جینتان چه بوده است. چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشته‌اند، چه چیزهایی یاد گرفته‌اید و چطور از این دانش استفاده کرده‌اید.

2 - مسئولیت کامل اهدافتان را گردن بگیرید
 اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد، باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمی‌توانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند. خودتان باید آینده‌تان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخاب‌های شماست.
ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : دوشنبه 22 خرداد 1391
نویسنده : araz

این مطلب مدرسه علمیه فاطمیه هادی شهر جالب و پر محتوا و خواندنی است

 

"10 روز تا نیمه ی شعبان مونده 10 تا صلوات به نیت ظهور آقا بفرست و این پیامک رو برای 10 نفر هم ارسال کن"
ارسال پیامک هایی با مضمون فوق چند سالیست که در نزدیکی های نیمه ی شعبان در بین قشر ارزشی رواج یافته. کسی منکر فضیلت صلوات و نیت خیر عاملان چنین طرح هایی که گاها طرح چندین میلیونی صلوات را سازماندهی! وعملی میکنند نیست. اما یک سوال؟! آیا تعجیل در فرج مولا با بالارفتن آمار صلوات محقق میشود؟ اگر اینچنین است چرا علما اعلام در طول قرون این امر مهم را اعلان نفرموده اند؟ آیا مقدور نبود که مثلا حضرت امام خمینیرهبا آن نفوذ و اقتدار و محبوبیتی که داشتند، روزی را تعیین مینمودند و همه ی مسلمین را ملزم مینمودند با فرستادن چندین هزار صلوات، طرح عظیم و میلیاردی صلوات جهت تعجیل در فرج آقا را اجرا نمایند؟ 
به نظر میرسد پرداختن به امور مستحبی و تقدم مفاتیح الجنان بر قران در نزد برخی از ما شیعیان عامل مهجوریت قران و بازماندن از وظایف اصلی گردیده. وظیفه ی جامعه ی منتظر مصلح؛ پرورش عقول و بالابردن معرفت مردم است زیرا وقتی حضرت حجت ظهور نمایند پیش از هر امری عقول مردم را کامل مینمایند و سپس اقدامات اصلاحی خود را آغاز مینمایند و تا عقول مردم به مرحله ای از پختگی نرسد و برخی نقائص برطرف نشود ظهور غیر ممکن مینماید.
آسیب های فراوانی که به خاطر غفلت علما در تبیین درست فرهنگ انتظار و جریان قوی دشمنان به مهدویت ضربه زده نیاز به توجه و رسیدگی ویژه دارد. غلبه ی مسائل احساسی بر مسائل معرفتی،تقدم مسائل فرعی بر مسائل اصلی(مانند این که آیا حضرت مهدیعج همسر و فرزندانی دارند ؟حضرت در کجا زندگی میکنند؟و...) ملاقات گرایی و ارتباط با امام زمانعج تطبیق مصداقی شخصیت های آخرالزمان(مثل دجال و سفیانی و سید خراسانی و...)توقیت و تعیین وقت ظهور و افراط در نشان دادن چهره ی خشن و یا پر مهر حضرت و...همگی مباحث انحرافی و غیر ضروری هستند که متاسفانه در بین مردم جا افتاده! 
پایین بودن سطح فکری عموم مردم و عدم شناخت جایگاه والای حضرت حجت عامل تشدید این انحراف گردیده. با مروری دراحادیث مختلف مهدویت متوجه دوری جامعه ی امروزی از فرهنگ انتظار میشویم.به عنوان مثال در حدیثی از امام صادقعلیه السلام آمده است"فإن أحب الأعمال إلى الله عزوجل انتظار الفرج"{منبع: الخصال :ج 2 ص 610} تعمق در این حدیث نشان میدهد، انتظاری که محبوب ترین اعمال شمرده شده، با دست روی دست گذاشتن و دعا کردن محقق نمیشود بلکه انتظار امریست فعلی{توجه بفرمایید که در حدیث گفته شده:احب الاعمال} یعنی فرد منتظر باید مرد عمل باشد! منتظر یعنی معترض.زیرا منتظر به شرایط موجود معترض است و خواهان تغییر شرایط و آماده کردن زمینه ی ظهور حضرت حجت میباشد.اما در جامعه ی ما عملگرایی تا چه حد مقبول است؟ کمک به اصلاح وضعیت فکری و فرهنگی جامعه چقدر مورد توجه است؟آیا جامعه ی ما نشانه های جامعه ی منتظر را دارد؟
مسئله ی منجی آخرالزمان در همه ی ادیان پذیرفته شده و مختص عقاید شیعه نیست ولی فرق منجی شیعه با منجی دیگر ادیان دراین است که منجی شیعه با اعمال و رفتار مردم ارتباط دارد و ظهورش منوط به اعمال مردم است که همین امر انگیزه ای را در بین منتظران ایجاد میکند که با تصحیح اعمال خود زمینه ی ظهور حضرتش را فراهم نمایند؛ اما منجی دیگر ادیان جمود گرفته و ارتباطی با دنیای موجود ندارد. دشمنان شیعه با علم به این مسئله کوشش مینمایند تا با ترویج عقاید انحرافی و در حاشیه قرار دادن حضرت ولیعصرعج ، مهدی موهوم را جایگزین مهدی موعودعج نمایند.
و از آنجایی که معرفت عموم جامعه نسبت به حضرت،نسبتا سطحی است،لذا سریع در دام توطئه های دشمنان میافتند.در این بین عده ای سود جو با ادعای مهدویت اعتقادات مردم را به بازی میگیرند و با سوء استفاده های مالی و اخلاقی و ... باعث وهن مهدویت میشوند. عده ای با ترویج مسائل خرافی و چله نشینی و مشغول کردن مردم بر مداومت بر اوراد و اذکار خاص فرصت اندیشیدن و مطالعه و آگاهی را از مردم میگیرند و عده ای با خرق عادت و انجام کارهای محیر العقول ذهن گروهی را مسحور خود میکنند و بساط مراد و مریدی راه میاندازند و...
و این گونه میشود که میبینیم در حدیث آمده در آخرالزمان حفظ ایمان سخت تر از نگه داشتن ذغال داغ بر دست،خواهد بود! در پایان باری دگر یادآوری میشود که دعا و صلوات جهت تعجیل فرج امری پسندیده و مقبول میباشد اما زمانی این امور زیباتر میشوند که با اصلاح اعمال و زمینه سازی عملی در جامعه برای امر فرج توام گردند.
خداوندا در عصری هستیم که نبی نداریم، دشمنان زیاد،فتنه ها زیادتر و یاران اندک! ولی فقیه زمانمان چون علی علیه السلام مظلوم است.اَللهُم اکشِف هذِه الغُمّةَ عَن هذه الاُمّة بِظُهورِه وَ عَجِّل لَنا ظُهورَه اِنَّهُم یَرَونَه بَعیدا وَ نَراهُ قَریبا بِرَحمَتِکَ یَا اَرحَم الراحِمین...

 

رامیان

پ.ن.1: همگی بنابر این توصیه راس  ساعت 11 شب نیمه ی شعبان دعای فرج بخوانیم و از خداوند مهربان ظهوراین وجود نازنین را بخواهیم.
پ.ن.۲: کاش دوستان وبلاگ نویس دراین ایام بیشتر از مهدویت بنویسند و در حد وسع خود روشنگری نمایند!




موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
برچسب‌ها: مذهبی ,
تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1391
نویسنده : araz

دین - ویژه نامه خبرآنلاین در بزرگداشت آیت الله مشکینی- این خاطره برگرفته از سخنرانی آن مرحوم درباره تبلیغ، خطاب به طلاب و روحانیت حوزه های علمیه است.

آیت الله مشکینی با اشاره به روایتی می گوید: "... در روایت آمده: «اذکر اللّه عند همّک اذاهممت و عند لسانک اذا حکمت و عند یدک اذا قسمت ؛بحارالانوار 24/173 » زمانى که تصمیم مى‌گیرید به تبلیغ بروید و خدا و دین خدا را براى مردم معرفى کنید، در قصدتان اخلاص باشد؛ همه چیز را کنار بگذارید، جز او.

در تاریخ آمده: نادرشاه پس از حمله به منطقه‌اى و فتح آن، جواهرات گوناگونى را به غنیمت گرفته بود. در بین راه یکى از صندوق‌ها افتاد و جواهراتش پراکنده شد. نادرشاه گفت: هر‌کس هر چه برداشت، مال خودش است. در این لحظه که هر کس به طریقى مشغول به ‌دست‌آوردن جواهرات بود، یکى آمد و نادرشاه را محکم در آغوش گرفت. او در برابر اعتراض شاه و دیگران جواب داد: همه سراغ جواهرات رفتند، ولى من پرقیمت‌تر از تو پیدا نکردم. این تاریخ است، ولى براى امثال ما درس است. در روایت آمده: خدایا، مرا از کسانى قرار بده که هر چه مانع رسیدن آن‌ها به تو بوده را براى آن‌ها قطع کردى.

شما نیز همه چیز را ترک کنید و او را بگیرید. با اخلاص به درس و تبلیغ بروید و این اولین قدمى است که ان‌شاءاللّه باید بردارید.

یادم است که استاد شهید‌مطهرى در اوایل طلبگى براى تبلیغ به شهرى رفته بودند. روز قبل از عید فطر، اهالى محل متوجه شدند که ایشان ماشینى کرایه کردند و رفتند. فکرش این بود که آن‌چه مى‌خواستم بگویم را به سمع مردم رساندم و دیگر چیزى باقى نمانده، مگر انتظار فلوس!( مبلغ پولی) البته دریافت آن با اخلاص منافاتى ندارد، ولى ایشان چنین مصلحت دیدند و تشخیص دادند. بالأخره انسان باید توجهاتى به خدا داشته باشد، تا مطالب اثر کند. پروردگارا، توفیق تبلیغى که رضایت تو در آن باشد را به ما عنایت بفرما!» والسلام علیکم و رحمةالله."




موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
برچسب‌ها: سخنان بزرگان ,
لینک های مرتبط: خبر آنلاین ,
تاریخ : یکشنبه 10 اردیبهشت 1391
نویسنده : سعید ابدالی

لوبون:

دو چیز تفاوت فاحشی بین انسان و حیوان به وجود می آورد: قدرت بیان و دروغ گویی.

فرانس:

دولت ، دین ، مالکیت و کتابها ،چیزی نیستند مگر وسیله ای برای ساختن انسان.

شوپنهاور:
انسان ،تنها آفریده ای است که نمی خواهد همان باشد که هست. ?
کامو:
انسان ، موجودی است در جستجوی معنا.
افلاطون:
انسان ،موجودی است که به همه چیز عادت می کند.
داستایوفسکی:
انسان ابرمردشده است ، ولی این ابرمرد که نیروی ابر انسانی پیدا کرده ، به خرد انسانی دستنیافته است . به همان اندازه که قدرت بشر فراتر می رود ، انسان به موجودی ضعیف تربدل می گردد. در هر گامی که به سوی ابرمردی برمی داریم ، غیر انسانی تر می شویم واین روند ، باید وجدان ما را به لرزه درآورد.
   دکتر علی شریعتی:
رنج بزرگ یك انسان این است كه عظمت او و شخصیت او در قالب فكرهای كوتاه، در برابرنگاههای پست و پلید، و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندك و تنگ قرار گیردانسانیت حد و مرزی نمیشناسد ..قبل از آنكه دارای هویت زن و یا مرد بودن باشیم...انسانیم ..و تكلیف آدمیت از جنسیت بالاتر است...همدیگر را به این نام بشناسیم ،مقام بالاتری داریم



موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
 

 


آخرین مطالب