تبلیغات
- اخبار روز ،متون علمی و ادبی،دانلود،آموزش وبلاگ نویسی و .. - مطالب araz
ما ســــــــــــعی میكنیم بهترین هــــــــــــــــا را در این جـــــــــــا برایتــــــــان تــــــــدار ك ببینیم

-
-
تاریخ : چهارشنبه 8 آذر 1391
نویسنده : araz
[]



موضوعات مرتبط: فیلمهای کوتاه ار شهرستان ,
برچسب‌ها: عاشورا , تاسوعا ,
تاریخ : جمعه 3 آذر 1391
نویسنده : araz

ظهر پنجشنبه پیکر همسر و دو فرزند نماینده مردم ورزقان-خاروانا در آرامستان وادی رحمت تبریز تشیع شد. همسر، دختر 15 ساله و پسر 12 ساله الهوردی دهقانی کیقال نماینده مجلس نهم از حوزه انتخابیه ورزقان-خاروانا (ازومدول-دیزمار) که در اثر سانحه رانندگی ساعت 21:30 شامگاه چهارشنبه در اتوبان پیامبر اعظم (ص) واقع در محور زنجان - تبریز در 2 کیلومتری خروجی تونل شیبلی و 25 کیلومتر مانده به تبریز در دم جان باختند، ظهر پنجشنبه در آرامستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شدند. مراسم ترحیم خانواده نماینده ورزقان در مجلس شورای اسلامی عصر پنجشنبه از ساعت سه تا پنج بعد از ظهر در مسجد محمدباقر شهرک ارم تبریز برگزار می شود.الهوردی دهقانی کیقال و پسر کوچکش هم اکنون در بیمارستان امام رضا (ع) تبریز بستری هستند و وضعیت عمومی هر دو مطلوب اعلام شده است. پس از واژگون شدن سواری پژو پارس الهوردی دهقانی ، بلافاصله پسر کوچک و خود وی با انتقال به بیمارستان امام رضا (ع) تبریز تحت مداوا قرار گرفتند و هم اکنون وضعیت عمومی هر دو آنها عادی است.دکتر رامین آژوغ ، پزشک معالج دهقانی نیز در خصوص آخرین وضعیت الهوردی دهقانی، گفت: دهقانی از ناحیه دنده شکستگی داشته و در حال حاضر وضعیت مساعدی دارد.وی افزود: اگر مشکل خاصی پیش نیاید روز جمعه از بیمارستان مرخص می شود. حسن فرجی فرمانده پلیس راه آذربایجان شرقی علت این حادثه را بی‌احتیاطی و عدم توانایی آقای الهوردی دهقانی کیقال در کنترل وسیله نقلیه اعلام کرد. از سوی دکتر علی آملی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی پیام تسلیت و همدردی از سوی رئیس مجلس انتشار یافت.متن پیام بدین شرح می باشد: 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

و بشرالصابرین الذین اذا اصباتهم مصیبه قالو انالله و اناالیه راجعون 

  برادر گرامی جناب آقای اللهوردی دهقانی

 نماینده محترم مردم شریف ورزقان-خاروانا

   وقوع سانحه تصادف رانندگی که موجب فوت همسر و دو فرزند عزیزتان و مصدومیت جناب عالی و فرزند دیگرتان گردید، موجب تاسف و تاثر فراوان است.ابنجانب ضمن تسلیت و تعزیت این مصیبت جانگذاز و طلب شفای عاجل برای آن برادر ارزشمند و فرزند دلبندتان، آرزوی رحمت و مغفرت نیز برای درگذشتگان از درگاه خداوند متعال خواستارم. یقین دارم با استعانت از مدد الهی در برابر این تقدیر و ضایعه دردناک صبوری و شکیبایی خواهید داشت.

برادر شما

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی

منبع : وبلاگ دیزمار ارسباران




موضوعات مرتبط: خبری ,
برچسب‌ها: الهوردی دهقانی کیقال , تصادف , ظهر پنجشنبه پیکر همسر و دو فرزند نماینده مردم ورزق , خاروانا در آرامستان وادی رحمت تبریز تشیع شد , همسر , دختر 15 ساله وشهرستان ورزقان , خاروانا , دیزمار , ازومدول , تبریز , شیبلی ,
تاریخ : جمعه 3 آذر 1391
نویسنده : araz
تبریز – خبرگزاری مهر: نماینده مردم ورزقان در سانحه رانندگی در تونل شیبلی به شدت مصدوم شد و همسر و فرزندانش در این حادثه فوت کردند.

به گزارش خبرنگار مهر، سه نفر از اعضای خانواده الهوردی دهقانی نماینده مردم ورزقان در مجلس شورای اسلامی ساعت 9 شب حوالی تونل شیبیلی در سانحه رانندگی جان سپردند.

در این سانحه رانندگی که دهقانی رانندگی می کرد همسر ، دختر 15 ساله و پسر نوجوان دهقانی در دم جان سپردند و خود وی نیز از ناحیه کمر دچار مصدومیت شدید شده است.

کودک خردسال دهقانی دیگر عضو خانواده حاضر در این سانحه نیز از ناحیه سر دچار مصدومیت شده است و در کما فرو رفته است.

علت این حادثه واژگونی خودرو گزارش شده که دهقانی و پسر خردسالش به بیمارستان امام رضا تبریز منتقل شده اند.




موضوعات مرتبط: خبری ,
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
نویسنده : araz

جملات زیبا از دکتر علی شریعتی در مورد امام حسین (ع) و واقعه کربلا

 

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
*
“… در عجب‌ام از مردمی که،
خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند،
و بر حسین‌ی می‌گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد…”
*

حسین, کسی است که به آزادی روح داده و به «بعضی ها» نان.
*

ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛ بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود. این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم, مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست. باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛ و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون “حسین”, خون می شود. اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.
*


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
نویسنده : araz

وب سایت فارسی زبان برای دانلود ها | www.4downloads.ir

 جملات قصار و بسیار زیبا و حکیمانه از امام حسین (ع) سید الشهدا را گردآوری کرده ایم که امیدواریم مورد پسند قرار بگیرد


آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد، امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

*

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

*

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند.

*

به درستی که من بیهوده ، گردنکش ، ستمگر و ظالم حرکت نکردم ، بلکه برای اصلاح در امت جدم محمد (ص ) حرکت کردم و می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به روش جدم محمد (ص ) و پدرم علی بن ابی طالب (ع ) رفتار کنم .

*

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

*

از کاری که باید از آن پوزش خواست حذر کن که مؤمن بدی نمی کند و عذر نمی خواهد و منافق هر روز بدی می کند و معذرت می خواهد.

*
از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

*


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: سخن بزرگان ,
تاریخ : دوشنبه 29 آبان 1391
نویسنده : araz

شما هم جزو آن دسته از افراد هستید که دوست دارند زیر دوش حمام بزنند زیر آواز؟ اما خانواده و همسایه ها از زیبایی صدای تان در عذاب هستند! خب، به گمانم این سردوشی جذاب بتواند راه نجاتی برای شما و اطرافیان تان باشد. این نازل پخش آب توسط Kohler ساخته شده و دارای یک اسپیکر ضد آب جداشدنی است که توسط یک آهنربا، در وسط سردوشی و درون آن قرار می گیرد. 

حالا دیگر سردوشی برای تان آواز دلخواه را به صورت بلوتوث دریافت کرده و آن را می خواند و نیازی نیست که شما زحمت این کار را بکشید. نکته جالب این است که با قطع جریان آب و بستن دوش، اسپیکر آوازه خوان تان هم خاموش می شود. شرکت Kohler می گوید این اسپیکر تا هفت ساعت برای تان آواز می خواند و آنگاه باتری هایش نیاز به شارژ دارند. البته به گمانم جای یک میکرو توربین آبی برای تامین برق از جریان آب دوش در این اسپیکر کم باشد!




موضوعات مرتبط: تازه های علمی ,
تاریخ : یکشنبه 21 آبان 1391
نویسنده : araz
مطالب شبه علمی، یعنی مجموعه فرضیه‌ها، ادعاها و روش‌هایی که به غلط علمی قلمداد می‌شوند، معمولاً تبدیل به پایه و بنیاد برخی عادت‌های ما (اغلب درمانی یا مربوط به سبک زندگی) می‌گردند حال آنکه اسناد علمی واقعی برای آنها وجود ندارد. این مطالب علمی دروغین گاهی چنان با دقت بزک می‌شوند که فکر می‌کنیم عین واقعیت هستند. حتماً ایمیل‌های حاوی تبلیغات مربوط به محصولات، داروها یا روش‌های معجزه گر، درب خانه اینترنتی شما را هم کوفته‌اند، ولی معجزات مورد ادعای اکثر آنها اساساً شدنی نیست. 

دروغگوهای علمی اغلب به راحتی قابل تشخیص هستند، هم به واسطه تاکید زیاد بر روی اثبات ادعاهای شان به روش‌های غیر استدلالی، هم با طرح ادعاهای غیر ممکن به لحاظ فیزیکی، و هم با نوشتن جملات بیش از حد هیجانی. آنچه دروغگوهای علمی می‌گویند لایه‌ای از حقیقت را نیز همراه دارد و اتفاقاً همین است که ادعاهای بی معنی آنها را برای خیلی‌ها قابل پذیرش می‌کند. 

آنچه مخاطبین مطالب علمی نیاز دارند یک راهنمای مناسب است برای اینکه موقع مطالعه یک کتاب، یا آشنایی با یک محصول یا روش درمانی، به آن استناد کنند. در ادامه مطلب 10 سوال را آورده‌ایم که باید موقع روبرو شدن با مطالب مشکوک، ابتدا آنها را از خود پرسیده و به هر یک پاسخ دهید. 

1. منبع چیست؟  

آیا فرد یا نهادی که ادعا را مطرح کرده، متخصص و دارای صلاحیت تأیید شده در آن زمینه خاص است؟ آیا گوینده با طرح کردن ادعا از زبان کس دیگری سعی در جلب اعتبار برای آن ادعا دارد؟ آیا ادعا، بخشی از یک فعالیت تبلیغاتی است؟ آیا آنها برای وجهه دادن به مدعای خود از یک تبلیغ اینترنتی، مجله‌ای یا روزنامه‌ای استفاده می‌کنند تا رنگ و لعاب علمی یا خبری به آن ببخشند؟ در این مورد آخر، خیلی خوب می‌دانید که چطور تبلیغات بزرگ و پر زرق و برق می‌توانند شما را به علمی بودن یک مطلب دروغین مجاب کنند.



ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: تازه های علمی ,
برچسب‌ها: اینترنت پر سرعت , تازه های علمی , دنیای مجازی ,
تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391
نویسنده : araz
فیزیکدانان مدرسه مهندسی هاروارد موفق به تولید نازک‌ترین لنز جهان شدند. 
به گزارش سرویس فناوری ایسنا، این لنز به‌ دلیل نازک بودن فاقد عیوبی نظیر انحراف نوری است که این موجب می‌شود نقطه کانونی آن قابل تعریف باشد. توان تمرکز این لنز به مقدار حد تعیین شده توسط قانون پراش نزدیک شده است.
«فدریکو کاپاسو» از پژوهشگران مدرسه مهندسی هاروارد می‌گوید: اگر بتوانیم این لنز را جایگزین لنزهای مورد استفاده در تلفن‌های همراه کنیم، آن گاه می‌توان ضخامت این تلفن‌ها را کاهش داد و آنها را تا حد یک کارت اعتباری نازک کرد. بیشتر ادوات نوری که در دستگاه‌ها یافت می‌شود، به‌ دلیل دارا بودن شکل انحنایی جهت عبور نور، ابعاد توده‌ای دارند؛ اما این لنزی که ما تولید کرده‌ایم بسیار صاف بوده و ضخامتی در حد 60 نانومتر دارد.
در لنزهای معمولی، پرتو نور از بخش میانه و ضخیم‌تر بسیار آهسته‌تر از بخش‌های نازک‌تر عبور می‌کند، این تغییر سرعت موجب تغییر و تاخیر فاز شده و در نهایت شکستگی و متمرکز شدن را به‌ دنبال خواهد داشت.
این لنز جدید کمی متفاوت از لنزهای رایج است، به‌ طوری که در سطح آن نانوساختارهایی قرار داده شده که به آنها آنتن نوری گفته می‌شود. این آنتن‌ها عناصر فلزی هستند که موجب بروز تاخیر فاز اندکی در نور شده که این کار باعث شکست نور می‌شود. با تغییر و تنظیم فواصل موجود میان نانوآنتن‌ها می‌توان طول موج عبوری از این لنزها را تنظیم کرد.
در واقع این آنتن چیزی جز یک نوسانگر نیست که می‌تواند نور را در خود ذخیره کرده و سپس با کمی تاخیر آن را رها کند. این کار موجب تغییر جهت نور می‌شود، دقیقا شبیه حالتی که در لنزها رخ می‌دهد. این لنز جدید مشکل انحراف منوکروماتیک ندارد. انحراف کروی، کما و آستیگماتیسم در این لنز حذف شده است. وقتی که پرتو به این لنز برخورد می‌کند، از مرکز آن عبور کرده و پخش می‌شود، بنابراین به روش‌های اصلاحی پیچیده نیازی ندارد.
نتایج این تحقیق در نشریه «Nano Letters» به چاپ رسیده است. در این مقاله جزئیات ساخت این لنز درج شده است. برای تولید این لنز از یک لایه نازک طلا استفاده شده است، محققان بخشی از لایه طلا را از سطح سیلیکون زدودند تا در نهایت ساختاری v شکل باقی بماند.
بیشترین کاربرد این لنز در طیف سنجی و تصویربرداری است، البته در حال حاضر کارایی تمرکز در این لنز پایین است، اما محققان معتقدند که این مشکل به‌ راحتی قابل رفع است.



موضوعات مرتبط: تازه های علمی ,
برچسب‌ها: تازه های علمی , چشم پزشکی , فیزیک دانان ,
لینک های مرتبط: projbank.ir ,
تاریخ : چهارشنبه 17 آبان 1391
نویسنده : araz
گلدان هوشمند یک وسیله الکترونیکی با کاربری بسیار آسان است که نیاز به آبیاری و مراقبت مداوم از گیاه را بر طرف می‌کند. به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گلدان هوشمند بهترین وسیله برای افراد مبتدی محسوب می‌شود و با کمک حسگرها، برنامه نرم افزاری و پردازشگر داخلی به طور خودکار میزان آب و مواد مغذی گیاه را کنترل می کند.

تمامی گزینه‌های مورد نیاز برای رشد گیاه از جمله میزان آب، مواد مغذی و هوا از طریق سیستم هوشمند اندازه گیری و به صورت مستمر کنترل می‌شود.

این سیستم از دو بخش گلدان هوشمند و کارتریج گیاه تشکیل شده است که مانند دستگاه چاپگر و تونر عمل می‌کند.

قطعات الکترونیک، حسگرها، باتری، پمپ و مخزن آب در قسمت گلدان هوشمند تعبیه شده و کارتریج گیاه شامل دانه های گیاه، مواد مغذی و برنامه نرم افزاری مخصوص برای رشد گیاه است.

درون گلدان هوشمند چهار باتری سایز AA‌ قرار می‌گیرد و یک لیتر آب در مخزن مخصوص ریخته می‌شود؛ سپس گلدان به همراه کارتریج گیاه در یک محیط نورگیر قرار داده شده و پس از یک تا دو هفته جوانه‌های گیاه رشد می‌کنند.

این سیستم هوشمند به هیچ نوع مراقبت ویژه‌ای نیاز ندارد و تنها پس از گذشت یک تا دو ماه مخزن آب باید مجددا پر شده و پس از یک سال نیز باتری ها تعویض شوند.

با روشن شدن چراغ آبی سیستم گلدان هوشمند، زمان پر کردن مخزن آب و با روشن شدن چراغ قرمز، زمان تعویض باتری به کاربر اعلام می شود. در صورت مناسب بودن شرایط گلدان هوشمند، چراغ سبز سیستم هر پنج دقیقه یکبار چشمک می‌زند.

کارتریج گیاهان مختلف برای این سیستم عرضه شده‌اند که شامل گیاهان زینتی و گلدار، گیاهان با عمر کوتاه و گیاهان مورد استفاده مانند گوجه فرنگی میناتوری است.

گلدان هوشمند Click and Grow با قیمت 60 دلار عرضه شده است.



موضوعات مرتبط: تازه های جالب علمی و اجتماعی ,
برچسب‌ها: گلخانه , گلهای زیبا و تزیینی , تازه های علمی ,
لینک های مرتبط: projbank.ir ,
تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391
نویسنده : araz
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است
جهان: پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.
به گزارش جهان به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت.
این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند.
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟!
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد.
● این ۴ زن چه افرادی هستند؟
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد.
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود.
● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است.
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند.

ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: تازه های جالب علمی و اجتماعی ,
تاریخ : چهارشنبه 26 مهر 1391
نویسنده : araz

نگاهی گذرا به شهرستان جلفا

شهرستان جلفا به صورت نوار باریكی در مرز شمالی استان با جمهوری های آذربایجان و ارمنستان قرار دارد .
شهرستان كلیبر حدود شرقی آن را می پوشاند و حدود غربی آن قسمتی از مرز مشترك استان آذربایجان غربی است ، شهرستانهای مرند ، ارسباران و اهر در جنوب شهرستان قرار دارند و شهر جلفا مركز این شهرستان در شمال تبریز قرار دارد .
از نظر وسعت جلفا از شهرستانهای كوچك استان به شمار می رود و با 1670 كیلومتر مربع وسعت تنها 3.5 درصد از كل مساحت استان را در بر گرفته است.

موقعیت جغرافیایی، حدود و وسعت شهرستان جلفا

اقلیم کلی شهرستان جلفا نیمه خشک و سرد می باشد و تنها قسمت کوچکی از ارتفاعات فوقانی و حاشیه رود ارس دارای اقلیم خشک و سرد می باشند . مقدار بارش سالیانه 225 تا 400 میلی لیتر می باشد . مقدار متوسط دمای سالیانه 15 درجه سانتی گراد در حاشیه رود ارس تا 5 درجه در ارتفاعات بلند متغیر است . تعداد روزهای یخبندان در جلفا 80 روز می باشد که این مقدار تا 140 روز در مناطق مرتفع تر نیزافزایش می یابد .


ادامه مطلب

موضوعات مرتبط: كلیاتی از جلفا و ارسباران جلفا و ارسباران ,
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391
نویسنده : araz
شکارچی، سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. می توانست روی آب راه برود! وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. روزی یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه دعوت کرد. او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. سگ در تمام مدت چند ساعت شکار، روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت! در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟ دوستش پاسخ داد: بله، در واقع، متوجه چیز غیر معمولی شدم! سگ تو نمی تواند شنا کند!
امان از دست منفی گراها! این دسته از مردم قادر به درک خوبی‌ها و شادی‌ها نیستند. اگر به آنها بگویید که امروز روز بسیار قشنگی است حتما از اتفاق ناگوار قریب الوقوعی خبر می‌دهند؛ اگر از موفقیت امتحان میان ترم خود خبر دهید، در مقابل از سختی امتحانات نهایی به شما هشدار می‌دهند. آنها شادی را نابود می‌کنند. دید مثبت شما به زندگی جای خود را به بدبینی و منفی بافی می‌دهد. قبل از آنکه متوجه شوید، منفی گرایی در ذهن و روح شما جایگزین شده و همه شادی‌ها پشت شیشه‌های خاکستری پنهان می‌شود!




موضوعات مرتبط: نویسندگان ایرانی ,
برچسب‌ها: داستانهای کوتاه و خواندنی ,
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391
نویسنده : araz
کمتر کسی است از ما که داستان «چوپان دروغگو» را نخوانده یا نشنیده باشد. خاطرتان باشد این داستان یکی از درس های کتاب فارسی ما در آن ایام دور بود
حکایت چوپان جوانی که بانگ برمی داشت: «آی گرگ! گرگ آمد» و کشاورزان و کسانی از آنهایی که در آن اطراف بودند، هر کس مسلح به بیل و چوب و سنگ و کلوخی، دوان دوان به امداد چوپان جوان می دوید و چون به محل می رسیدند اثری از گرگ نمی دیدند. پس برمی گشتند و ساعتی بعد باز به فریاد «کمک! گرگ آمد» دوباره دوان دوان می آمدند و باز ردی از گرگ نمی یافتند، تا روزی که واقعا گرگ ها آمدند و چوپان هر چه بانگ برداشت که: «کمک» کسی فریاد رس او نشد و به دادش نرسید و الخ...

«احمد شاملو» که یادش زنده است و زنده ماناد، در ارتباط با مقوله ای، همین داستان را از دیدگاهی دیگر مطرح می کرد. می گفت: تمام عمرمان فکر کردیم که آن چوپان جوان دروغ می گفت، حال اینکه شاید واقعا دروغ نمی گفته. حتی فانتزی و وهم و خیال او هم نبوده. فکر کنید داستان از این قرار بوده که:

گله ای گرگ که روزان وشبانی را بی هیچ شکاری، گرسنه و درمانده آوارۀ کوه و دره و صحرا بودند از قضا سر از گوشۀ دشتی برمی آورند که در پس پشت تپه ای از آن جوانکی مشغول به چراندن گله ای از خوش گوشت ترین گوسفندان وبره های که تا به حال دیده اند. پس عزم جزم می کنند تا هجوم برند و دلی از عزا درآورند. از بزرگ و پیر خود رخصت می طلبند.

گرگ پیر که غیر از آن جوان و گوسفندانش، دیگر مردان وزنان را که آنسوترک مشغول به کار بر روی زمین کشت دیده می گوید: می دانم که سختی کشیده اید و گرسنگی بسیار و طاقت تان کم است، ولی اگر به حرف من گوش کنید و آنچه که می گویم را عمل، قول می دهم به جای چند گوسفند و بره، تمام رمه را سر فرصت و با فراغت خاطر به نیش بکشید و سیر و پر بخورید، ولی به شرطی که واقعا آنچه را که می گویم انجام دهید. مریدان می گویند: آن کنیم که تو می گویی. چه کنیم؟

گرگ پیر باران دیده می گوید: هر کدام پشت سنگ و بوته ای خود را خوب مستتر و پنهان کنید. وقتی که من اشارت دادم، هر کدام از گوشه ای بیرون بجهید و به گله حمله کنید؛ اما مبادا که به گوسفند و بره ای چنگ و دندان برید. چشم و گوش تان به من باشد. آن لحظه که اشاره کردم، در دم به همان گوشه و خفیه گاه برگردید و آرام منتظر اشارت بعد من باشید. گرگ ها چنان کردند. هر کدام به گوشه ای و پشت خاربوته و سنگ و درختی پنهان. گرگ پیر اشاره کرد و گرگ ها به گله حمله بردند.

چوپان جوان غافلگیر و ترسیده بانگ برداشت که: «آی گرگ! گرگ آمد» صدای دویدن مردان و کسانی که روی زمین کار می کردند به گوش گرگ پیر که رسید، ندا داد که یاران عقب نشینی کنند و پنهان شوند. گرگ ها چنان کردند که پیر گفته بود. مردان کشت و زرع با بیل و چوب در دست چون رسیدند، نشانی از گرگی ندیدند. پس برفتند و دنبالۀ کار خویش گرفتند.

ساعتی از رفتن مردان گذشته بود که باز گرگ پیر دستور حملۀ بدون خونریزی! را صادر کرد. گرگ های جوان باز از مخفی گاه بیرون جهیدند و باز فریاد «کمک کنید! گرگ آمد» از چوپان جوان به آسمان شد. چیزی به رسیدن دوبارۀ مردان چوب به دست نمانده بود که گرگ پیر اشارت پنهان شدن را به یاران داد. مردان چون رسیندند باز ردی از گرگ ندیدند. باز بازگشتند.

ساعتی بعد گرگ پیر مجرب دستور حمله ای دوباره داد. این بار گرچه صدای استمداد و کمک خواهی چوپان جوان با همۀ رنگی که از التماس و استیصال داشت و آبی مهربان آسمان آفتابی آن روز را خراش می داد، ولی دیگر از صدای پای مردان چماق دار خبری نبود.

گرگ پیر پوزخندی زد و اولین بچه برۀ دم دست را خود به نیش کشید و به خاک کشاند. مریدان پیر چنان کردند که می بایست.

از آن ایام تا امروز کاتبان آن کتابها بی آنکه به این «تاکتیک جنگی» گرگ ها بیندیشند، یک قلم در مزمت و سرکوفت آن چوپان جوان نوشته اند و آن بی چارۀ بی گناه را برای ما طفل معصوم های آن روزها «دروغگو» جا زده و معرفی کرده اند.

خب این مربوط به آن روزگار و عصر معصومیت ما می شود. امروز که بنا به شرایط روز هر کداممان به ناچار برای خودمان گرگی شده ایم! چه؟ اگر هنوز هم فکر می کنید که آن چوپان دروغگو بوده، یا کماکان دچار آن معصومیت قدیم هستید و یا این حکایت را به این صورت نخوانده بودید، حالا دیگر بهانه ای ندارید.

این حکایت را با تکه شعری از سروده های «شهیار قنبری» تمام می کنم. او می گوید:

چه کسی گفت: «خداوند شبان همه است
و برادرها را تا ته درۀ سبز رهنمون خواهد بود.»

من شبان رمۀ خود بودم
و کسی آن بالا
خود شبان من معصوم نبود.

غفلت من رمه را از کف داد
غفلت او شاید
هم از این دست مرا
هم از این دست تو را
رمه را
همه را...

منبع :FB





موضوعات مرتبط: نویسندگان ایرانی ,
برچسب‌ها: ذاستانهای کوتاه و خواندنی ,
تاریخ : پنجشنبه 13 مهر 1391
نویسنده : araz
تاریخ : سه شنبه 11 مهر 1391
نویسنده : araz
زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این كه دست از ركاب زدن بردارد اوایل، خداوند را فقط یك ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه كه همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌كند تا بعداً تك تك آنها را به‌رخم بكشد به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند كه من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم او همیشه حضور داشت،
 ولى نه مثل یك خدا كه مثل مأموران دولتى ولى بعدها، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود كه حس كردم زندگى كردن مثل دوچرخه سوارى است،
 آن هم دوچرخه سوارى در یك جاده ناهموار اما خوبیش به این بود كه خدا با من همراه بود و پشت سر من ركاب مى‌زد آن روزها كه من ركاب مى‌زدم و او كمكم مى‌كرد،
 تقریباً راه را مى‌دانستم، اما ركاب زدن دائمى، در جاده‌اى قابل پیش بینى كسلم مى‌كرد، 
چون همیشه كوتاه‌ترین فاصله‌ها را پیدا مى‌كردم یادم نمى‌آید كى بود كه به من گفت جاهایمان را عوض كنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود.
 خدا با من همراه بود و من پشت سر او ركاب مى‌زدم حالا دیگر زندگى كردن در كنار یك قدرت مطلق، هیجان عجیبى داشت او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در كوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته می‌توانست با حداكثر سرعت براند او مرا در جاده‌هاى خطرناك و صعب‌العبور، اما بسیار زیبا و با شكوه به پیش مى‌برد، و من غرق سعادت مى‌شدم گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسیدم، 
«دارى منو كجا مى‌برى» او مى‌خندید و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌كردم دارم كم كم به او اعتماد مى‌كنم بزودى زندگى كسالت بارم را فراموش كردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم. هنگامى كه مى‌‌گفتم،
 «دارم مى‌ترسم» بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت او مرا به آدم‌هایى معرفى كرد كه هدایایى را به من مى‌دادند كه به آنها نیاز داشتم هدایایى چون عشق، پذیرش، شفا و شادمانى. آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما؛ سفر من و خدا و ما باز رفتیم و رفتیم حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند
 و خداوند گفت: «همه‌شان را ببخش. بار زیادى هستندخیلى سنگین‌اند و من همین كار را كردم و همه هدایا را به مردمى كه سر راهمان قرار مى‌گرفتند دادم و متوجه شدم كه در بخشیدن است كه دریافت مى‌كنم. حالا دیگر بارمان سبك شده بود او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود او مى‌دانست چطور از پیچ‌هاى خطرناك بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، پرواز كند من یاد گرفتم چشم‌هایم را ببندم و در عجیب‌ترین جاها، فقط شبیه به او ركاب بزنم این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم، نسیم خنكى صورتم را نوازش مى‌داد هر وقت در زندگى احساس مى‌كنم كه دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید «ركاب بزن....»



موضوعات مرتبط: نویسندگان ایرانی ,
برچسب‌ها: ادبیات , شعرترکی , قطعات زیبا ی ادبی , مرگ , زندگی , پیری , نوجوانی , عروسی , ازدواج , جوانی , یارانه , امداد ,
 

 


آخرین مطالب