تبلیغات
- اخبار روز ،متون علمی و ادبی،دانلود،آموزش وبلاگ نویسی و .. - مطالب مرداد 1392
ما ســــــــــــعی میكنیم بهترین هــــــــــــــــا را در این جـــــــــــا برایتــــــــان تــــــــدار ك ببینیم

-
-
تاریخ : یکشنبه 27 مرداد 1392
نویسنده : araz
تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی
ویکتوریا بکهام به عنوان یکی از بی عیب و نقص ترین مدلهای دنیا شناخته میشود. او که هرگز بدون آرایش و یا با موهای ژولیده دیده نشده است تاکید میکند همیشه هم به دنبال زرق و برق و تجملات نیست.
او میگوید به جای رفتن به رستورانهای لوکس و گرانقیمت برای صرف غذا ترجیح میدهد مثل هر مادر خسته ی دیگری در خانه بنشیند و استراحت کند. ویکتوریا 39 ساله ، که مادر 4 فرزند است میگوید: وقتی همه بچه ها به رختخواب میروند ترجیح میدهم به خودم برسم. برای مثال گاهی به صورتم ماسک میزنم و یا گاهی به ابروهایم حالت میدهم. وی در مصاحبه اش با مجله "ووگ" معروفترین مجله دنیای مد، میگوید خانواده ما بسیار طبیعی تر از آنچه مردم تصور می کنند است.

او که سابقه زندگی مشترک 15 ساله با دیوید بکهام فوتبالیست مشهور انگلیسی دارد میگوید : حالا که همسرم بازنشسته شده است ترجیح میدهم همه اوقاتم را کنار او و بچه ها سپری کنم . ما به دیوید افتخار میکنیم و در تمام این سالها هرکجای دنیا که او بازی داشت من و بچه ها حضور داشته و او را تشویق کردیم.
وی که این روزها به شدت سرگرم دنیای مد و طراحی در زمینه لباس و کفشهای پاشنه بلند است میگوید بعد از اینکه اولین نمایشگاهش با انتقادات فراوانی روبرو شد اعتماد به نفسش را از دست داده است و ترجیح میدهد به جای کار کردن اوقاتش را با بچه ها و کنار خانواده سپری کرده و به وظیفه مادری اش برسد.




تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

عاشق شدن ساده ولی رهایی از شكست عشقی دردآور است. ترمیم قلب شكسته اصلا آسان نیست و هیچ راهی وجود ندارد تا بتوانید خیلی‌سریع جراحت‌های قلبتان را بهبود ببخشید و از خاطرات نامزدی بهم خورده تان خلاص شوید. 10 نكته زیر برداشت‌هایی كارشناسی شده از تجربه‌های اشخاصی است كه این مسیر را با موفقیت طی كرده‌اند.


 10 روش برای ترمیم شکست عشقی
1 - دور زدن ممنوع
ایستادن بعد از شكستن بسیار سخت است ولی این دقیقا كاری است كه باید انجام دهید و با تمام درد و رنجی كه دارید به زندگی ادامه دهید. هیچ راه میانبری وجود ندارد كه قسمتی از مانع را در خود نداشته باشد، پس دنبال راه فرار از شكستتان نباشید. اگر بخواهیم مسایلی كه از درون ما را تكه‌تكه می‌كنند دور بزنیم در مسیری دایره‌وار گرفتار خواهیم شد كه راه به جایی نمی‌برد. با تمام درد و غمی كه داریم باید از وسط راه پر مانع و تیغ بگذریم. یك واقعیت ساده وجود دارد؛ برای گذر كردن باید ناراحتی و سختی كشید. در این صورت بعد از گذشتن از این مسیر به فردی قوی‌تر تبدیل خواهیم شد و سختی‌هایی كه كشیده‌ایم ما را آبدیده خواهند كرد.
 
2 - جدا شوید و از آزادی‌تان لذت ببرید
 همه می‌خواهند از غم قلبی جدا شوند، اما چگونه؟ تلاش برای پر كردن خلاء درون خود بدون وارد شدن عجولانه به یك رابطه دیگر یا بیهوده تلاش كردن یك طرفه برای برگرداندن عشق از دست رفته، ‌تنها راه است. وابستگی باعث درد و رنج می‌شود و بهترین راه برای رسیدن به آرامش و شادی، رهایی از وابستگی‌هاست. یكی از افكاری كه با آن می‌توانید خود را از غم و اندوه نجات دهید این است كه با خود تكرار كنید: من برای شاد بودن به هیچ‌كس و هیچ‌چیز نیاز ندارم. بعد از یك شكست عشقی خیلی سخت است اعتماد‌كردن به اینكه می‌توان بدون آن شخص زندگی كرد و راه را ادامه داد و شاد بود ولی زندگی بارها به ما ثابت كرده كه ما می‌توانیم! باید خلاقانه و با قدرتی كه داریم خلاءهایمان را پر كنیم.
 
3 - نقاط قوت خود را بنویسید
 یكی از تكنیك‌‌های خارج‌شدن از احساس شكست، لیست‌كردن نقاط قوت است. اینكه با سختی‌ها كنار آمده‌اید و هنوز ایستادگی می‌كنید، اینكه با وجود افسردگی شدید و افكار منفی تا حد خودكشی كه گاهی ذهنتان را پر می‌كند هنوز زنده هستید از نقاط قوت شماست. اینكه حتی باوجود درد و رنج لب به سیگار نزده‌اید، به دیگران ضربه نزده‌اید، به سمت دروغ و دغل نرفته‌اید از قدرت شماست. پس این موارد را بنویسید و به خودتان گوشزد كنید.
 
4 - خرس سفید
 اگر تلاش می‌كنید به خاطراتتان فكر نكنید و می‌خواهید دور خود حصار بكشید تا مانع ورود آنها شوید و با خودتان مدام تكرار می‌كنید: نباید به او فكر كنم، نباید درباره او خیالبافی كنم، نباید لحظه‌های با هم بودنمان را به یاد بیاورم مطمئن باشید اوضاع را بد و بدتر خواهید كرد. در یك مطالعه مشهور و روان‌شناسی كه در سال 1980 صورت گرفت از افراد خواسته شد در مورد همه‌چیز فكر كنند ولی حق ندارند درباره خرس سفید فكر كنند. حدس می‌زنید همه آنها درباره چه چیزی فكر كردند؟ خرس سفید! پس نجنگید و نه خود را به سمت خاطرات هل بدهید و نه به زور بخواهید یك شبه یا یك ماهه همه‌چیز را فراموش كنید.


5 - كمك كنید
 احساساتتان را جمع‌آوری، بسته‌بندی و سعی كنید برای استفاده از آنها راهی پیدا كنید، اما بهترین راه، كمك كردن به یك شخص دیگر است، به‌خصوص اگر آن شخص دچار دردی شبیه شما باشد. این كار شما را از دردها و رنج‌هایتان دور خواهد كرد و برای لحظاتی خود را فراموش خواهید كرد و این یعنی معجزه! حتی می‌توانید جذب بنگاه‌های خیریه شوید به‌خصوص جاهایی كه از بچه‌ها حمایت می‌كنند.
 
6 - خنده و گریه
همان‌طور كه خنده در خیلی از مراحل بهبودبخش است، گریه هم می‌تواند شفادهنده باشد. آیا فكر می‌كنید بعد از یك گریه خوب، اتفاقی حالتان بهتر می‌شود؟ نخیر، كلی دلایل فیزیولوژیك وجود دارد كه قدرت شفابخش بودن اشك را ثابت می‌كند. برخی از آنها توسط ویلیام فری، كسی كه برای 15 سال رییس تیم تحقیقاتی مطالعه روی اشك بوده، به ثبت رسیده است. در میان یافته‌های آنها به اشك‌های عاطفی [در مقابل اشك‌هایی كه برای جراحت‌های فیزیكی ریخته می‌شود] اشاره می‌شود كه با خود مواد سمی خاصی را دفع می‌كنند و استرس غم و اندوه را كاهش می‌دهند پس جلوی اشك خود را نگیرید.
 
7 - لیست خوب‌ها و بدها
باید مشخص كنید كدام فعالیت‌ها حال شما را خوب می‌كنند و كدامشان باعث طغیان احساسات بد می‌شوند و برای اینكه دقیقا بفهمید باید آنها را امتحان كنید و بعد در لیست فعالیت‌هایی كه باید انجام دهید یا فعالیت‌هایی كه نباید انجام دهید، قرار دهید ولی كارهایی مثل چك كردن صفحه شخصی در اینترنت، سایت و دیدن روابط جدید یا كارهایی كه قرار است انجام دهید قطعا جزو فعالیت‌هایی نیست كه شما را خوشحال كند. پس از همین لحظه و بدون آنكه تجربه كنید آن را در لیست كارهای ممنوعه قرار دهید و اما در لیست خوب‌ها احتمالا می‌توانید حذف كردن تمام پیامك‌ها، ایمیل‌ها و پیام‌های صوتی او را قرار دهید. فروختن هدیه‌های گران‌قیمتی كه او برایتان خریده است مثل جواهرات را هم در لیستتان بگنجانید. پولش را صرف یك سفر عالی كنید!


8 - ورزش كنید
با دویدن، شنا، نرمش، پیاده‌روی یا كیك‌بوكسینگ غم و اندوه را به معنای واقعی از خود بیرون بریزید. ورزش فعالیت سروتونین را افزایش می‌دهد و مغز را مجبور می‌كند برای رشد و بازسازی سلول‌های عصبی، موادشیمیایی ترشح كند. به علاوه شما با هماهنگ‌كردن ذهن و بدنتان كنترل اوضاع را به دست می‌گیرید. هنوز كم است؟ او را در صورت حریفتان تصور كنید و حسابی با مشت و لگد از خجالتش دربیایید. حال بهتر نشد؟
 
9 - دنیای جدیدی بسازید
دوستان مشترك و فعالیت‌های مشترك نمی‌گذارد به طول كامل از او جدا شوید پس دنیایی از دوستان جدید و فعالیت‌های جدید برای خود بسازید.
 
10 - امید داشته باشید
 می‌گویند: «حسی قوی‌تر از ترس وجود دارد و آن بخشش است.» اما برای اینكه بتوان بخشید باید از گذشته گذر كرد و برای گذر كردن از گذشته، باید امید داشت به روزهای بهتری كه در راه است و به وجود داشتن جاها و موقعیت‌های بهتر. امید به اینكه این درد و پوچ بودن كه در میان فعالیت‌هایتان گردنتان را می‌گیرد، همیشه با شما نخواهد ماند. امید، یعنی ایمان داشتن به اینكه روزی غم‌هایتان بخار می‌شوند و تا همیشه لبخندهایتان زوركی و بی‌رنگ نخواهد بود.

 

 




تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

افرادی که باید از آنها اجتناب کنیم، آدم‌های عجیب و غریبی نیستند و ممکن است هر مشخصاتی داشته باشند. تنها باید یاد بگیرید چگونه بسرعت آنها را بشناسید و به صورت موثری با آنها برخورد کنید.


به گفته روان‌شناسان، صرف زمان با این افراد، به بی‌احساسی، انرژی پایین، خودارزشی پایین و حتی مشکلات جسمی همچون حالت تهوع، سردرد، یا تنش ماهیچه‌ای منجر می‌شود. در اینجا چکیده‌ای از ویژگی‌های این افراد ارائه می‌شود.


قلدرهای ارباب‌منش
قلدرهای ارباب‌منش اشخاصی متخاصم، قوی، عصبانی و جدلی هستند که خودشان را عالم به همه چیز می‌دانند. این اشخاص سمی، به افراد پیرامونشان مدام دستور می‌دهند و اشتباه‌های کوچک آنها را نمی‌بخشند یا فراموش نمی‌کنند. این گروه از افراد نیاز دارند دیگران را تحت کنترل خود درآورند و اغلب، گرایش‌ها و تمایلات بی‌رحمانه و ظالمانه‌ای از خود نشان می‌دهند. آنها به این دلیل سمی هستند که دیگران را تحت فشار قرار می‌دهند، می‌ترسانند و به آنها احترام نمی‌گذارند.


افراد افسرده و عبوس و منفی‌نگر
این افراد، ناراحت، منفی‌نگر، لجوج، مشکوک به دیگران، و اغلب افسرده‌اند. آنها همیشه اندوهگین هستند و مدام از ناعادلانه بودن زندگی شکایت دارند. برای مثال، احساس می‌کنند همیشه زمان بدی را در یک مهمانی می‌گذرانند و تمایل ندارند در کاری که از آنها خواسته شده است، مشغول شوند. این افراد به این دلیل سمی هستند که افسردگی و منفی‌گرایی‌شان را به هر فردی که با آنها دیدار می‌کند، پخش می‌کنند. آنها انرژی افراد را کاهش می‌دهند و به دیگران احساس به دوش داشتن بار سنگین مسئولیت و درماندگی و ناامیدی می‌دهند.


افراد فضول
فرد فضول، مهاجم، گستاخ، خرده‌گیر، معتقد به عادل بودن خود، سخن‌چین، دارای شامه تیز و جسور است. مشکل این افراد سمی تنها ارتباط برقرارکردن با آنها نیست، بلکه آنها تمایل دارند زندگی تیره‌ای را برای دیگران ایجاد کنند. از آنجا که معمولا زندگی آنها دلچسب نیست، بنابراین در زندگی افراد دیگر مشکل ایجاد می‌کنند. آنها به زندگی فعال، مهیج و پربار دیگران حسادت می‌کند. افراد فضول از این نظر افرادی سمی هستند که می‌توانند موجب مشکلات شدید مالی، شغلی و شخصی در زندگی دیگران شوند.


خسیس‌ها
این افراد، خودخواه، انعطاف‌ناپذیر، ناایمن و عصبانی هستند. خسیس‌ها اغلب تصویر بزرگی از جهان ندارند و به جای آن بر پول‌هایی با رقم‌های پایین در زندگی تمرکز می‌کنند. این افراد شخصیت مادی خاصی دارند؛ برای آنها عشق و عاطفه همانند پول است. آنها به این دلیل سمی هستند که دیگران را هم از نظر اقتصادی و هم از لحاظ مسائل دیگر، مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند.


خودشیفته‌ها
«برای من»، «خودم» و «من» جملاتی است که خودشیفته‌ها بر آنها متمرکز هستند. آنها افرادی خودخواه، خودپرداز، سطحی، خودبین، بی‌ملاحظه و از لحاظ اجتماعی فاقد شایستگی هستند. فرد خودشیفته عاشق این است که در آینه به خود نگاه کند و صدای صحبت کردن خود را بشنود. آنها واژه‌های «من»، «برای من» و «خودم» را بیش از هر واژه دیگری می‌گویند و اغلب به جای گفت‌وگوی دوطرفه با دیگران و شنیدن صحبت‌های آنها تنها خود صحبت می‌کنند و اجازه صحبت به فرد دیگری را نمی‌دهند. به نظر روان‌شناسان، خودشیفته‌ها سمی هستند زیرا به دیگران این امکان را نمی‌دهند که در یک بحث یا یک رابطه سالم شرکت کنند و سهیم باشند.

 

 




موضوعات مرتبط: پزشکی و سلامت ,
تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

زندگی پر مشغله ایجاب می‌کند که اغلب نهار ( و حتی گاهی اوقات شام ) را در جایی غیر از خانۀ خودمان بخوریم. آماده و سریع بودن غذای رستوران ها، محل کار، ساندویچ فروشی ها دلایلی هستند که باعث می‌شوند ما برای سیر کردن خودمان به آنها مراجعه کنیم.


فست فود
 رستوران های زنجیره ای فست فودها گاهی اوقات سعی می‌کنند به رژیم های غذایی نزدیک شوند. اگر چه در این رستوران ها انواع همبرگر و چیپس عرضه می‌شوند اما در کنار اینها، می‌توان سالادهایی با سس ماست و میوه های متنوعی هم پیدا کرد. شما می‌توانید به این رستوران بروید اما خوراکی کاملاً متعادل و بدون خطر افزایش وزن انتخاب کنید. مثلاً می‌توانید پیتزایی که چندان چرب نباشد، سفارش بدهید. خمیرش جای نان را برای تان پر می‌کند، بنابراین از لحاظ خمیر نگرانی نداشته باشید. باید پیتزایی بدون پنیر و سرشار از سبزیحات را، به همراه یک عدد تخم مرغ ( برای تأمین پروتئین ) انتخاب کنید، یادآوری کنید که روی پیتزای شما روغن نریزد.   
استراتژی در رستوران
در رستوران خوراکی های وسوسه انگیز زیادی وجود دارد، خصوصاً اگر با همکاران یا دوستان تان به رستوران رفته باشید. نکاتی را به شما آموزش می‌دهیم که بتوانید این دام ها را خنثی کنید :
1 - یک لیوان بزرگ آب بنوشید
سپس یک تکه نان بردارید و به آرامی بجوید ( اگر روی میز کره وجود دارد، به آن توجهی نکنید ). به این ترتیب، مغز شما مجموع کربوهیدرات ها را ثبت خواهد کرد. مرکز سیری به کار خواهد افتاد. به این ترتیب غذای کمتری خواهید خورد.

2 - از خوردن هر سه نوع غذا خودداری کنید
 از میان پیش غذا، غذای اصلی و دسر نهایتا 2 نوع را انتخاب کنید. در برخی رستوران ها، تنقلاتی وجود دارد، در صورت خوردن این تنقلات، از پیش غذا صرف نظر کنید.

3 - نباید در این دام بیافتید که به بهانۀ خرید 3 یا 4 غذا، تخفیف می‌گیرم.

4 - برای پیش غذا می‌توانید سالاد سبزیجات بدون سس را انتخاب کنید.

5 -  می‌توانید پیش غذای تان را با کسی شریک شوید.

6 - برای غذای اصلی می‌توانید ماهی انتخاب کنید، خواهش کنید که بدون کره و یا سس کبابی شود، علاوه بر آن سبزیجات یا سیب زمینی بخار پز هم سفارش بدهید، این خوراکی ها مانع از خوردن چیپس و سیب زمینی سرخ کرده می‌شوند.

7 -  مجبور نیستید که بشقاب تان را کاملاً خالی کنید.

8 - دسر
 اگر گرسنه نیستید، کسی شما را مجبور به خوردن دسر نمی‌کند. به اشتهای تان گوش دهید. اگر هنوز کمی گرسنه هستید، بستنی یا شربت یا سالاد میوه را انتخاب کنید. در برخی رستوران ها قهوه هم سرو می‌شود، شما هم می‌توانید به جای دسر، قهوه سفارش بدهید.


رستوران های محل کار
در رستوران محل کارتان هم اول به سراغ یک لیوان آب و یک تکه نان بروید. در تمام رستوران های محل کار، همیشه انتخاب هایی از میان سبزیجات خام وجود دارد، اگر سس دارد، سس ها را کنار بزنید. اگر برای خوراک اصلی، کباب ندارند، خوراک معمولی را با حذف کردن سس بخورید. اگر سبزیجات، ماکارونی و برنج در روغن غوطه ور هستند، از خوردن آنها صرف نظر کرده و به تکه ای نان رضایت بدهید. برای پیش غذا اگر سبزیجات وجود ندارد، دو عدد میوه میل کنید. به عنوان دسر هم می‌توانید از ماست یا پنیر استفاده کنید.


ساندویچ
ساندویچ ها قبل از هر چیز با استفاده از نان ها ( کربوهیدرات ها ) تهیه می‌شوند. نان های کامل را در الویت قرار دهید.

_ بهتر است محتویات ساندویچ چربی کمتری داشته باشد. اما از آنجایی که یک ساندویچ برای وعدۀ نهار کافی نیست، ممکن است هرزه خوری را در ادامۀ روز با خود به همراه داشته باشد. برای جلوگیری از این اتفاق و چاق شدن، لبنیات (ماست یا یک تکه کوچک پنیر سفید) و میوه هم بعد از ساندویچ تان بخورید.

_ نکتۀ بسیار مهم این است که برای خوردن ساندویچ باید آرام بنشینید و آن را میل کنید. اگر هنگام راه رفتن در خیابان یا روبه‌روی کامپیوترتان ساندویچ را بخورید، مغز زمان کافی برای ثبت آنچه وارد بدن تان شده، نخواهد داشت. به آرامی ساندویچ تان را بخورید و به خوبی آن را بجوید، گه گاهی هم کمی آب بنوشید.

 

 


 




تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

دکتر رضا تحویلیان معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، با بیان این که این داروی محرک و توان افزا ( قرص های معروف به اکستازی) یکی از مشهورترین مواد اعتیاد آوری است که در بین جوانان رایج شده، اولین سال تولید اکستازی را ۱۹۱۴ عنوان کرد و افزود: این قرص ها برای اولین بار در کشور آلمان به عنوان پایین آورنده اشتها مورد استفاده قرار گرفت و در دیگر کشورها همچون آمریکا نیز مورد استفاده های دارویی فراوانی قرار گرفت.

وی با بررسی عوارض قرص های اکستازی بر روی مغز و کبد و حتی دیگر نقاط بدن، بر فاجعه آمیز بودن مصرف این داروی روان گردان تاکید کرد.

تحویلیان خاطر نشان ساخت: بر روی این قرص ها اغلب اشکال و حروفی همچون شکل فیل، ضربدر و غیره دیده می شود که به همراه رنگ و ترکیبات رنگی، شدت و مدت زمان تاثیر و نوع ماده موثر آن را برای مصرف کننده مشخص می کند.

معاون غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با تاکید بر این که بیشتر این قرص ها در شرایط غیربهداشتی و غیراستاندارد تهیه می شوند، اظهار داشت: تاثیر این قرص ها زیاد باقی نمی ماند و پس از مدتی شور و هیجان کاذب ناشی از این قرص ها از بین می رود.

وی گفت: وقتی که اثر قرص ها در بدن کاهش پیدا می کند، بی قراری، اضطراب، خستگی و کوفتگی عضلات، بی انگیزگی، بی تفاوتی، احساس بیهودگی و افسردگی دامنگیر فرد می شود و حتی ممکن است فرد را به جنون و خودکشی نیز بکشاند.

درادامه دکتر سجادی‌فر روانپزشک در خصوص عوارض روانی ناشی از مصرف قرص های اکستازی گفت: پس از خوردن این قرص ها، انسان علاوه بر بی پروایی در رفتار و گفتار، احساس قدرت، نیروی فوق‌العاده و رفتارهای هیجانی زیادی خواهد داشت.

وی با اشاره به نام‌های مختلف قرص های اکستازی در جوامع (همچون اکستیسی، قرص شادی آور یا شادی بخش، روان گردان و …) ترک اعتیاد به این ماده روانی را بسیار دشوار دانست و اظهار داشت: برای مسمومیت با اکس در جهان هیچ پادزهری وجود ندارد و خطر مرگ بر اثر مصرف این قرص ها بسیار بالا است.





تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

آیا می دانید برای چه آزمایش هایی باید ناشتا باشیم و برای کدام آزمایش ها نیازی به ناشتا بودن نیست؟

١.شمارش سلولهاى خون (CBC): نیاز به ناشتایى ندارد.

٢. قندخون: حدودا ٢ ساعت پس از آخرین وعده غذایى، قند سرم به حد قندخون ناشتا کاهش می یابد، با این وجود باید حتما از ٨ ساعت قبل ناشتا باشید و هیچ چیز جزآب نباید بخورید! حتى چاى!

٣. چربی خون: باید ١۴ ساعت قبل آن ناشتا باشید، آخرین وعده غذایی تان نیز باید سبک باشد!
اما رژیم غذایى خود را در چند روز اخیرتغییر ندهید تا پزشک بتواند درمورد الگوى غذاییتان تصمیم بگیرد.

۴. سدیم، پتاسیم، کلسیم، فسفر: رعایت حدودا ۴ ساعت ناشتایی توصیه می شود، اما اجبارى نیست.

۵.تست های کلیه (BUN /CR) : نیاز به ناشتایى ندارد.

۶. اسید اوریک: ۴ ساعت ناشتایى توصیه می شود، از خوردن گوشت زیاد قبل آزمایش خوددارى کنید.

٧. تست های کبدی (AST/ALT) : نیاز به ناشتایى ندارد.

٨. آلکالن فسفاتاز: باید حداقل ۴ ساعت ناشتا باشید.

٩. بررسی آهن خون: از ٢ روز قبل، ازمصرف ویتامین ب١٢ ومکمل هاى آهن خوددارى کنید، حدودا ۴ ساعت ناشتایى توصیه می شود، اما اجبارى نیست.

١٠. تست هاى تیروئید: نیاز به ناشتایى ندارد.

١١. ESR/CRP: نیاز به ناشتایى ندارد، اما مصرف داروهاى ضدالتهاب NSAID و استامینوفن نتیجه راتحت تاثیرقرار می دهد.

١٢. PT/PTT/INR : نیاز به ناشتایى ندارد.

١٣. هموگلوبین A1c : ناشتایى نمی خواهد.

 




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

شنیدن نام دلار این روزها ما را به یاد بالا رفتن نجومی و کهکشانی قیمت ها می اندازد و خستگی اقتصادی که بسیاری از ما به دوش می کشیم. شاید برایتان جالب باشد که بدانید دلار هم اکنون واحد پول رسمی بیش از 30 کشور جهان است، اما دلار مرجع متعلق به آمریکاست و این واژه همگان را به یاد ایالات متحده می اندازد.

1. دلار تنها 18 ماه عمر می کند!
عمر هر اسکناس دلار 18 ماه است چون وقتی به این سن رسید، توسط دولت از چرخه خارج می شود. در واقع هر دلار از روز چاپ تنها 18 ماه در بازار باقی می ماند.

2. بعضی جوامع در داخل آمریکا پول مخصوص به خود را دارند
برخی جوامع در داخل آمریکا هستند که از دلار به عنوان پول رایج استفاده نمی کنند. به عنوان نمونه پارک شهری والت دیزنی در این کشور پول مخصوص به خود را دارد. برخی کالج ها هم از پول های خاص خود برای دانشجو ها استفاده می کنند.

3. بنجامین فرانکلین تنها غیررئیس جمهوری که تصویرش روی دلار رفت
اسکناس 100 دلاری تنها اسکناسی است که تصویر رئیس جمهوری از آمریکا را روی خود نمی بیند و به جای آنها، تصویر بنجامین فرانکلین در روی این اسکناس ها دیده می شود. آقای فرانکلین از جمله پدران بنیانگذار آمریکا بوده است.

4. بیشترین اسکناس جعل شده در آمریکا اسکناس 20 دلاری بود
تا پیش از تاسیس US Mint که محل تولید اسکناس در آمریکاست این اسکناس های 20 دلاری بودند که بیشترین جعل را در آمریکا داشتند و رتبه دوم هم به 100 دلاری ها اختصاص داشت. مجازات جعل اسکناس در آمریکا مرگ است.

5-  95% پولهای منتشر شده در آمریکا جایگزین دلارهایی می شود که از کشور خارج شده است
US Mint روزانه 37 میلیون اسکناس معادل 696 میلیون دلار چاپ می کند که 95% آنها در واقع پول تازه نیستند و جایگزین پول های قبلی می شوند.




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

در زندگی بعدی من میخواهم در جهت معکوس زندگی کنم !
بامردن شروع میکنی ومیبینی که همه چیزخیلی عجیب است...
سپس بیدار میشوی و میبینی که در خانه سالمندان هستی!
...و هر روز که میگذرد حالت بهتر میشود...!
بعد از مدتی چون خیلی سالم و سرحال میشوی از آنجا اخراجت میکنند!
بعد از آن میروی و حقوق بازنشستگی ات را میگیری و وقتی کارت را شروع میکنی در همان روز اول یک ساعت مچی طلا میگیری و یک میهمانی برایت ترتیب داده میشود !!!
میهمانی ای که موقع بازنشستگی برای شما میگیرند و به شما پاداش یا هدیه میدهند
40 سال آزگار کار میکنی تا جوان شوی و از بازنشستگی ات لذت ببری...!
کمی بعد باید خودت را برای دبیرستان آماده کنی !!!
در دبیرستان روزگار خوشی را سپری می کنی
سپس دبستان
برای دبستان رفتن آماده میشوی
و بعد از آن تبدیل به یک بچه میشوی و بازی میکنی و هیچ مسوولیتی نداری...
سپس نوزاد میشوی
و آنگاه به دنیا می آیی !
در این مرحله 9 ماه را باید به حالت معلق در یک آب گرم مجلل صفا کنی که دارای حرارت مرکزی است و سرویس اتاق هم همیشه مهیا است...




موضوعات مرتبط: اخبار بازنشستگان کشوری ,
تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

برای هر دختری پیش می‌آید که در زندگی چند بار درمعرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرد. سال‌ها قبل این پیشنهادها سنتی بود و در قالب خانواده‌ها و با نظارت آنها مطرح می‌شد و خانواده‌ها با تجربه و درایتی که داشتند آنها را مدیریت می‌کردند اما حالا در بیشتر مواقع دخترها خودشان در معرض پیشنهاد ازدواج قرار می‌گیرند و بعد آن را به خانواده منتقل می‌کنند.

پیشنهاد ازدواج
مشکل اینجاست که دخترهای جوان تجربه کافی ندارند و ممکن است اشتباه کنند. ممکن است کسی که پیشنهاد را مطرح می‌کند قصد واقعی برای ازدواج نداشته باشد. برای اینکه بفهمید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد چقدر در تصمیم خود مصر است، این سۆالات را از خودتان بپرسید. اگر جواب‌تان به آنها مثبت بود، می‌توانید پیشنهاد ازدواجی که به‌ شما شده را جدی بگیرید.

آیا او شما را خوب می‌شناسد؟
طبیعی نیست کسی بعد از گذشت فقط 2 هفته از آشنایی به شما پیشنهاد ازدواج بدهد. این پیشنهادها در چنین مدت کوتاهی یا از علاقه‌ شدید می‌آید یا از قصد فریب. ازدواج تصمیمی است که افراد برای همه عمر می‌گیرند و هیچ‌کسی نمی‌تواند ادعا کند بعد از گذشت یک زمان کوتاه فرد مورد نظرش برای ازدواج را انتخاب کرده است. لازمه‌ ازدواج شناخت متقابل است و لازمه شناخت گذشت زمان است.

درباره فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد فکر کنید و ببینید او شما را چقدر می‌شناسد. سۆال‌های خاصی از شما پرسیده، رفتار خاصی از شما دیده یا شرایط بین شما به گونه‌ای بوده که از هم به شناخت کافی برسید یا نه؟ شما در آن لحظه به جای هیجان زده و احساساتی شدن باید دقیقا متوجه شوید او به خاطر چه به شما این پیشنهاد را داده. اگر به نظرتان پیشنهادش منطقی نیست و از شناخت کافی برنمی‌آید در صحت آن شک کنید. این شناخت باید درباره خانواده‌ها هم باشد.

اگر خانواده‌ای کاملا سنتی دارید و کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد پسری با سر و وضع کاملا امروزی است به دلایلش عمیق‌تر فکر کنید.

 آیا آماده است؟
اگر می‌بینید فردی که به شما پیشنهاد ازدواج داده، مدتی است دارد برای تغییر زندگی‌اش برنامه‌ریزی می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید قبلا به این موضوع فکر کرده و در تصمیمش مصمم است. این تصمیم برای تغییر می‌تواند در قالب‌های مختلفی رخ دهد.

مثلا او به فکر خرید خانه افتاده، شغل ثابتی برای خودش دست و پا کرده، دارد پول پس‌انداز می‌کند یا چیزهای دیگر. صرف وقت بیشتر در خانه به جای گذراندن آن با دوستان، خارج شدن از لباس‌های اسپرت و بیشتر مردانه پوشیدن و دست برداشتن از شوخی‌های زننده هم می‌تواند نشانه‌ آماده شدن برای زندگی مشترک از طرف مردان باشد. به‌علاوه این شخص باید این آمادگی را در شما هم تشخیص داده باشد.

اگر شما دختری هستید که تازه در یک شهرستان مشغول تحصیل شده‌اید و فردی به شما پیشنهاد ازدواج داده، معلوم است که یا شناخت کافی از شما ندارد یا برنامه‌های زندگی شما برایش به اندازه کافی مهم نیست یا اگر سن‌تان خیلی کم است، تازه طلاق گرفته‌اید یا به تازگی پدرتان را از دست داده‌اید و با پیشنهاد ازدواج مواجه شده‌اید، بدانید که فرد مورد نظر در مورد ازدواج خوب فکر نکرده است.

این موارد می‌تواند در مورد مردان هم صادق باشد. پسری که درآمد مناسبی ندارد و پدرش هم به‌تازگی ورشکست شده، آماده برای ازدواج نیست. این موارد را تعمیم دهید به پسری که سربازی نرفته، دانشجوست و تا چند سال دیگر موقعیت کار کردن ندارد و موارد دیگر.

 آیا قبلا در این مورد با شما حرف زده؟
اگر فردی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد خیلی ناگهانی و غیرمنتظره پیشنهادش را مطرح کرده باید درباره آن بیشتر فکر کنید. معمولا مردها قبل از به نتیجه رسیدن درباره تصمیم به این مهمی، خوب درباره آن فکر کرده‌اند و همه جوانب کار را سنجیده‌اند. پس منطقی است شما متوجه این فکرها و روند تصمیم‌گیری آنها شده باشید. این فکرها لازم نیست مستقیم مطرح شوند.

مثلا اگر نامزد شما قبلا درباره داشتن بچه نظر شما را پرسیده باشد، یعنی به مقوله ازدواج فکر کرده است. این فکرها می‌توانند در قالب سۆال‌های دیگری هم مطرح شده باشند. مثلا اینکه شما دوست دارید خانه‌تان کجا باشد، دوست دارید بعد از ازدواج کار کنید یا نه، درباره مهریه چه فکر می‌کنید، چه مجلسی را برای عروسی دوست دارید، درباره تربیت بچه‌ها چه فکر می‌کنید و سۆال‌هایی از این دست.

آیا وقت خواستگاری تعیین کرده؟
به هر حال مراحل ازدواج در فرهنگ ما سنتی انجام می‌شود و شما نمی‌توانید جدا از خانواده‌های‌تان در مورد این مسئله به توافق برسید. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید بعد از توافق اولیه‌ شما، بلافاصله درباره قرار گذاشتن خانواده‌ها با هم حرف بزند. شما تصمیم‌گیرنده نهایی نیستید و بعد از این مرحله این تصمیم باید به خانواده سپرده شود. فرد مورد نظر باید بلافاصله با پدرتان قرار بگذارد یا اجازه بگیرد مادرش برای قرار خواستگاری به مادر شما تلفن کند. اگر پیشنهاد ازدواج مطرح شد و مراحل بعدی و در جریان گذاشتن خانواده‌ها گفته نشد، یعنی آن تصمیم به اندازه کافی مصرانه و منطقی نیست.

آیا زمان و مکان مناسبی را انتخاب کرده؟
موقع راه رفتن، در ماشین، سر کار، بعد از یک روز خسته کننده در راه برگشت به خانه در مترو، در پارک، هیچ‌کدام از اینها جای مناسب برای دادن پیشنهاد ازدواج نیست. فرد پیشنهاد دهنده باید قبلا در مورد کاری که می‌خواهد انجام دهد، فکر کرده باشد و این فکر در انتخاب مکان و زمان مناسب و روش صحیح صحبت کردن نمود پیدا می‌کند. روش درست این است که پیشنهاد در یک رستوران مناسب و قابل احترام مطرح شود.

شما آماده یک بحث مهم باشید، هر دو لباس مناسب به تن داشته باشید، خسته نباشید و وقت کافی برای حرف زدن داشته باشید. رستوران شلوغی که در آن مدام از دور و بر میزتان آدم رد می‌شود و باید بلافاصله بعد از صرف غذا از آن بیرون بروید جای مناسبی برای این‌جور حرف‌ها نیست. البته اگر او شما را غافلگیر کرده و برای دادن پیشنهادش به شکل غیرمعمول برنامه‌ریزی کرده آن را درک کنید و جزء نکات مثبت به حساب بیاورید. بعضی مردها دوست دارند متفاوت باشند. مثلا پیشنهاد ازدواج‌شان را روی جزوه‌ای که به‌ آنها داده‌اید، بنویسند، به شکل یک نامه‌ اداری به همراه دسته گل برای‌تان پست کنند یا در یک کنسرت از خواننده بخواهند پیشنهاد را در میکروفن از طرف او بیان کند.

هدیه
آیا خانواده‌اش را در جریان گذاشته؟
ازدواج پیوند خانواده‌هاست. کسی که به شما پیشنهاد ازدواج می‌دهد باید قبل از آن با خانواده‌اش صحبت کرده باشد. اگر خانواده او شما را نمی‌شناسند پیشنهاد ازدواج نمی‌تواند خیلی منطقی و فکر شده باشد.

 آیا برای‌تان هدیه گرفته؟
هدیه دادن هنگام مطرح کردن پیشنهاد ازدواج یک رسم است. به علاوه این کار نشانه احترام فرد متقابل به شماست. مطرح کردن چنین درخواست بزرگی با دست خالی کمی زشت و غیرمحترمانه به نظر می‌رسد. اگر توافق دارید و فرد مورد نظر می‌داند به احتمال زیاد پاسخ شما مثبت است، معمولا باید هدیه مرسومی آماده کرده باشد. اگر در خانواده شما این رسم نیست یا طرف مقابل از جواب شما مطمئن نیست، تقدیم کردن یک دسته‌گل زیبا هم مناسب به نظر می‌رسد.

چیزی برای گفتن آماده کرده؟
نحوه عنوان کردن پیشنهاد ازدواج هم بسیار مهم است. کسی که به شما پیشنهاد می‌دهد باید از قبل حرفی برای گفتن آماده کرده باشد. باید کاملا محترم وارد صحبت شود و در صحبت‌هایش تمام جوانب را بسنجد. جواب شما باید برای او مهم باشد. این را از حرف‌هایش می‌توانید بفهمید. علاوه بر این او باید طبق شناختش از شما، خود را برای هر جوابی آماده کرده باشد و جواب شما را با روی باز پذیرا باشد. مردانی که بلافاصله و در همان روز منتظر جوابند یا خودخواه هستند یا غیرمنطقی. طبیعی است که شما برای فکر کردن درباره چنین سۆال مهمی چندین روز وقت بخواهید. حتی اگر فکر می‌کنید جواب‌تان مثبت است، باز هم بهتر است درباره آن فکر کنید و با چند نفر و از همه بهتر یک مشاور صحبت کنید.

 

 




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

ما در این مقاله سعی داریم راهکارهایی را برای ارائه ی یک سخنرانی خوب و تاثیرگذار به شما معرفی کنیم.


اهمیت صحبت در جمع
حتی اگر خیلی نیاز به ارائه در مقابل گروه نداشته باشید، موقعیت های بسیاری وجود دارند که در آنها صحبت کردن خوب در جمع می تواند فرصت های خوب شغلی برایتان به ارمغان بیاورد.
برای مثال ممکن است که شما مجبور باشید در یک کنفرانس در مورد سازمان یا شرکت خود صحبت کنید، بعد از دریافت یک گواهی سخنرانی کنید یا مطالب جدیدی را برای یک گروه آموزش بدهید. هم چنین صحبت کردن در جمع در جنبه های دیگر زندگی هم موثر است. مثلا ممکن است شما مجبور شوید در یک مهمانی در مقابل افراد بسیاری در مورد موضوعاتی صحبت کنید.
همان قدر که صحیت کردن خوب در جمع می تواند درهای بسیاری را به سوی شما بگشاید، مهارت های ضعیف صحبت کردن می تواند آنها را ببندد. برای مثال ممکن است رئیس شما پس از ارائه ضعیف از سوی شما از تصمیم خود برای ترفیع تان منصرف شود.


راهبردهایی برای تبدیل شدن به یک سخنران ماهر
آنچه که درباره ی صحبت کردن در جمع اهمیت دارد این است که یک مهارت قابل یادگیری است.
بنابراین شما می توانید با استفاده از راهبردهای زیر به یک سخنران عالی تبدیل شوید:


1 - برنامه ریزی صحیحی داشته باشید
در آغاز مطمئن شوید که برای تعامل خود یک طرح مناسب تهیه کرده اید ، مطالب خود را بر اساس اهمیت دسته بندی کنید . استفاده از مثال های کاربردی و جذاب فراموش نشود . خوب است که برای آغاز و پایان صحبتتان یک برنامه ریزی ویژه داشته باشید. در آغاز مطلبی را ارائه دهید که شنوندگان را برای شنیدن مشتاق تر کند و در پایان با پیامی امیدبخش سخنرانی تان را تمام کنید.


2 - تمرین
شما نمی توانید به سادگی و بدون تمرین به یک سخنران قوی و تاثیرگذار تبدیل شوید.برای تمرین در جستجوی موقعیت هایی باشید که در مقابل دیگران صحبت کنید. در آغاز می توانید صحبت در جلوی اعضای خانواده ، دوستان و سپس مهمانی ها یا گروه ها و انجمن های خودیاری را انتخاب کنید. کم کم سعی کنید موقعیت های دشوارتری را انتخاب کنید. خوب است که پس از سخنرانی از مخاطبان خواهش کنید نظراتشان را به شما ارائه دهند.


3 - شنونده های خود را مشارکت دهید
زمانی که صحبت می کنید مخاطبان خود را در بحث شرکت دهید . در جاهایی که مناسب است سوالات هدایت کننده بپرسید و افراد را تشویق به سوال پرسیدن کنید.
به خاطر داشته باشید که برخی از کلمات قدرت شما را به عنوان یک سخنران کاهش می دهد. مثلا عباراتی مثل "من فقط می خواهم بگویم که... "یا "من فکر می کنم که ... "اقتدار و اطمینان شما را خدشه دار می کند.
همچنین به ریتم و لحن صحبت خود توجه کنید. اگر عصبی هستید امکان دارد که سریع صحبت کنید. در نتیجه احتمال حذف بعضی از کلمات یا استفاده از کلمات اضافه و بی معنا بیشتر می شود. خودتان را عادت دهید که آرام و شمرده صحبت کنید و با نفس عمیق خودتان را آرام کنید. نگران پراکندگی افکارتان نباشید. مکث ها یک بخش مهم از مکالمه هستند و باعث می شوند شما مطمئن، طبیعی و مقتدر به نظر برسید.
در نهایت از اینکه کلمه به کلمه از روی یادداشت هایتان بخوانید اجتناب کنید. به جای آن فهرستی از نکات مهم صحبتتان را روی کاغذهای کوچک یادداشت و سعی کنید که مطالب اصلی تان را به خاطر بسپارید.


4 - به زبان بدن خود توجه کنید
اگر شما نسبت به خودتان آگاه نیستید زبان بدنتان نشانه های ثابتی در مورد حالت درونی شما به مخاطبا ن ارائه خواهد داد. اگر عصبی هستید یا به آنچه که می گویید اعتقاد ندارید، مخاطبان شما به زودی متوجه خواهند شد.
محکم بایستید، نفس های عمیق بکشید، در چشمان مخاطبان نگاه کنید و لبخند بزنید. روی یک پا تکیه نکنید و ژست هایی که غیر طبیعی به نظر می رسند را به کار نبرید.
به جای ایستادن پشت تریبون بهتر است که در اطراف قدم بزنید. این حرکت و انرژی در صدای شما هم جاری خواهد شد و شما را فعال تر و تاثیرگذارتر خواهد کرد.


5 - مثبت بیندیشید
تفکر مثبت تاثیر ویژه ای بر موفقیت شما در ارتباط خواهد گذاشت. زیرا باعث می شود که قوی تر به نظر برسید. ترس باعث می شود که در یک چرخه ی گفت و گوی منفی با خود گرفتار شوید. جملاتی مثل "من هرگز در این کار موفق نمی شوم" اعتماد به نفس شما را کاهش و احتمال این که این افکار به واقعیت تبدیل بشوند را افزایش می دهند. بنابر این قبل از سخنرانی تجسم کنید که یک ارائه ی موفق داشته اید و از این که توانسته اید تاثیر مثبتی روی دیگران بگذارید بسیار خوشحال هستید.


6 - مقابله با اضطراب
ممکن است قبل از سخنرانی استرس داشته باشید. در این مواقع بهتر است که فکر کردن در مورد خود، عصبی بودنتان و ترس تان را متوقف کنید. به جای آن روی مخاطبان تمرکز کنید. به یاد داشته باشید که شما تلاش می کنید به آنها کمک کنید یا به آنها آموزش دهید و پیام شما بسیار مهم تر از ترس تان است. به جای خودتان روی خواسته ها و نیازهای مخاطبان تمرکز کنید.
اگر زمان اجازه می دهد قبل از سخنرانی تمرینات تنفس عمیق را برای آرام شدن ضربان قلب و اکسیژن رسانی به بدن انجام دهید.
اگرچه ممکن است تعداد مخاطبان شما بیش از صد نفر باشد فکر کنید که فقط برای یک نفر صحبت می کنید. بهتر است روی چهره هایی که دوستانه تر هستند تمرکز کنید.


7 - فیلم سخنرانی های خود را تماشاکنید
شما می توانید با دیدن فیلم سخنرانی ها و ارزیابی خودتان عملکردتان را ارتقا دهید.
به تکیه کلام های خود توجه کنید. به زبان بدن خود نگاه کنید. آیا خودتان را جمع کرده اید؟ به تریبون تکیه داده اید؟ آیا به مخاطبان نگاه می کنید؟ آیا لبخند می زنید؟ چقدر طبیعی به نظر می رسید؟


در نهایت دقت کنید که چگونه اتفاقات غیر منتظره را هدایت می کنید، مثلا یک عطسه یا سوال یک مخاطب که برای آن آماده نیستید. آیا تعجب می کنید یا نگران می شوید؟ اگر بله تمرین کنید که در موقعیت های بعدی این اتفاقات را به آرامی مدیریت کنید.

 

 




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

بی اعتنایی زوجین نسبت به هم آن هم در ابتدای ازدواج علل بسیاری دارد که تا زمانی که به علت آن پی نبرید توانایی حل و مدیریت مشکل را نخواهید داشت.


از سوی دیگر کشف کم و کیف علل مورد نظر، شیوه درمان رابطه صحیح با همسر را برای متخصص و مهارت های مورد نیاز زوجین را برای تصحیح روابط مشخص می کند. اگر مشکل را در نحوه ارتباط بدانیم، تحلیل موضوع به شرح زیر است : در ازدواج های نسبتا پایدار و بدون تنش های ویران کننده، زوجین به حل تنش و اختلاف می پردازند نه افزایش تنش، اما چطور این کار را می کنند؟
به زبان ساده در این ازدواج ها زوجین اینگونه فکر می کنند: « چرا اینطور شد، علتش چه بود، نقش من چه بود؟ آیا ممکن است اشکال از من باشد؟ »


اما برعکس زوجین تنش زا با پر حرفی و متهم کردن و تخریب یکدیگر و کشاندن موضوعات و اشخاص بی ربط به ماجرا، مشکل را چند برابر می کنند. یکی از نشانه های بارز آشفتگی روابط زوجین که حتی برای دیگران نیز قابل رویت است بی اعتنایی به هم و فاصله گرفتن از یکدیگر است،


همان موضوعی که شما در پرسش خود از آن شاکی بودید، اما علت ایجاد این مشکل در کجاست؟ چرا زوجین نسبت به انتظارهای متقابل یکدیگر بی تفاوت می شوند؟


ن مثل ناآگاهی
ناآگاهی؛ بسته به سطح هوشی، تحصیلی، تربیتی و فرهنگی هر یک از زوجین، بی تردید میزان آگاهی و ادراک شان از نیازهای یکدیگر متفاوت است. بدین معنا که عمدی در کار نیست بلکه سهوا و از روی بی اطلاعی از کنار نیازهای هم عبور می کنند.


شاید نیازها و انتظارهای خود را بارها به همسرتان گفته اید، ولی نتیجه خوبی نگرفته اید، اما دلیل بی انگیزه بودن در انجام دادن کارها و تامین کردن نیازها چیست؟ آیا با مهارت های کلامی به طور شایسته ای توقعات خود را مطرح کرده اید؟


آیا اصلا انتظارهای طرح شده منطقی و عملیاتی است و... پاسخ به این سوالات و همچنین تحلیل و بررسی و واکاوی موضوع می تواند به شما کمک شایانی کند، پس بدانیم که صرف دانستن یا طرح کردن انتظارها همیشه نتیجه خوبی در پی ندارد.


ن مثل ناتوانی در طرح خواسته ها
ناتوانی در طرح درست و کارآمد انتظارها و نیازها؛ اگر شما معتقد باشید که طرف مقابل شما از روی عمد به شما بی توجه است، خشم، محرک رفتار کلامی و هیجانی شما برای ابراز خود خواهد بود که معمولا در این شرایط با خشم هم پاسخ می گیرید،


ولی اگر معتقد باشید که او نمی داند چون بی تجربه است، او نمی داند چون من تا به حال به او نگفته ام، او نمی داند چون علم غیب ندارد و... بی تردید با آرامش و بدون هیجان های مخرب به طرف مقابل انتظارهای خود را منتقل می کنید. بخش زیادی از استنباط ها و تحلیل های من و شما از پدیده های رفتاری یکدیگر، ناقص و اشتباه است که متاسفانه بر پایه آنها رفتار هم می کنیم.


درست فکر کنید تا درست رفتار کنید! چقدر مطمئن هستید درست استنباط کرده اید، معمولا افرادی که خیلی بر صحت دریافت های خود تاکید می کنند و از آنها دفاع می کنند دچار آشفتگی های بیشتری در روابط تان با همسرتان هستند.


این باوری منعطف و منطقی است که ما انسانیم و بی تردید دچار اشتباه و خطای شناختی و فکری خواهیم شد، پس احتیاط کنیم. باور غیرمنطقی مقابل آن را خودتان می توانید حدس بزنید. یکی از خصوصیات بسیار آسیب زا و مخل شکل گیری رابطه گرم در زوجین نپذیرفتن باور یاد شده است: «من اشتباه نکردم او اشتباه کرده، او مقصر است، او رفتارش را درست کند تا من هم رفتارم را درست کنم و...»


دور باطلی که جز جر و بحث و قهر و کدورت نتیجه دیگری ندارد. پس نداشتن آگاهی و ناتوانی در طرح درست خواسته ها که معمولا ریشه در خطاهای شناختی ما دارد یکی از چندین عاملی است که به ناکام ماندن زوجین در برآورده کردن نیازها، خواسته ها و انتظارهای طرف مقابل هم منجر می شود.


ن مثل نبود علاقه
نبود علاقه مندی زوجین نسبت به هم. اگر یکی از زوجین به دیگری علاقه ای نداشته باشد، بی توجهی هم پیامد آن است. دلایل زیادی وجود دارد که موجب بی علاقه گی می شود.


تجانس فرهنگی، شخصیتی، مذهبی، شکلی، اقتصادی و به زبان ساده هم کفو نبودن دختر و پسر، آماده نبودن دختر و پسر برای شروع یک زندگی مشترک، شخصیت های شکل نیافته و ناپخته با کلی توقعات و انتظارهای غیرواقعی و خیالی و دلایل دیگری که مجالی دیگر برای پرداختن به آنها نیاز است، همگی می تواند موجب بی علاقه گی زوجین به هم شود.


درمان این امر نیازمند این است که زوج (هر دو نفر) قلبا و از روی میل باطنی بخواهند در رابطه بمانند و به آن شکلی جدید بدهند، با چنین انگیزه قوی، کار درمانگر و مشاور نتیجه خوبی خواهد داشت، ولی در صورتی که یکی از طرفین رابطه را ترک کرده است و نمی خواهد بماند، کار بسیار دشوار و گاه نشدنی است،


البته اظهارنظر قطعی به بررسی و واکاوی حرفه ای نیاز دارد. امید اینکه زوجین و حتی آنها که در آستانه ازدواج هستند با تامل در آنچه گفته شد، بر کیفیت رابطه کنونی و آینده خود بیفزایند.

 

 




تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

مطالعات جدید دانشمندان نشان می دهد آب و هوای گرم احساس غم و افسردگی را دور می كند و افراد را با نشاط می نماید.

پژوهشگران استرالیایی دریافتند آب و هوای گرم تأثیر مثبتی روی خلق و خو دارد و برای مغز بسیار مفید و كاربردی است.

مطالعات این محققان نشان داد كه آب و هوای گرم موجب می شود تا افراد احساس شادی كنند و غم و افسردگی دور شود.

شرح و نتایج این مطالعه همچنین نشان داد آب و هوای گرم نسبت به آب و هوای ابری و بارانی افراد را خوشحال و سرحال می كند و گرمای هوا جذب حرارت و انرژی را در بدن افزایش می دهد.
 
گفتنی است افراد در آب و هوای گرم كمتر به بیماری ها دچار می شوند.





تاریخ : دوشنبه 21 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

پژوهشگران به تازگی دریافته‌اند که نوشتن باعث بهبود سریع زخم‌ها می‌شود.

پزشکان در جدیدترین تحقیقات خود پی برده‌اند که نوشتن متن و به نوعی خاطرات در خصوص روند بهبودی بیماری‌ها به ویژه مشکلات پوستی می‌تواند اثر بسیار موثر و مفیدی در درمان ضایعات و بیماری‌ها داشته باشد.

گفتنی است نوشتن سیر بهبود و همینطور ثبت علائم بیماری‌ به صورت روزانه کمک بزرگی به پزشکان برای تشخیص روند بهبود بیماری‌ها می‌کند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند نوشتن روند بهبود، باعث تقویت سیستم ایمنی بدن شده و آن را در مقابل بیماری و زخم‌ها قوی می کند.

تئوری اصلی این نظریه این است که نوشتن در واقع باعث کاهش استرس فرد شده و حس آرامش به او می‌دهد که در نهایت درمان او را سریع تر می‌نماید.

 

 




تاریخ : شنبه 12 مرداد 1392
نویسنده : سعید ابدالی

آیا همسرتان در کنار شما از مشکلات و مصائب زندگی حرف می‌زند در حالیکه در کنار دیگران، خودش را شخصی مثبت و امیدوار نشان می‌دهد؟ آیا او هر روز آه می‌کشد و امیدواری‌های ساده شما را مسخره می‌کند و از همه چیز انتقاد می‌کند؟


این نشانه‌های ساده به شما می‌گویند که او ذاتا فردی منفی باف است و در مورد همه چیز مثل کار، ازدواج، مردم، آینده و اساس زندگی نگرشی منفی دارد. شاید شما فکر کنید ازدواج و رابطه شما او را اینگونه کرده است اما واقعیت این است که همسرتان همیشه و در همه موارد اینگونه است و ممکن است به مرور زمــان منفی‌تر، منتقدتر و عصبانی‌تر شود.


معاشرت و زندگی با کسی که نگرشی منفی به زندگی دارد بسیار سخت است. بارها برایتان اتفاق می‌افتد که به جدایی فکر کنید زیرا همسرتان دائما به همه چیز سوء ظن دارد و بدبین است. او همه تصمیمات و پیشنهاداتتان را اشتباه می‌داند و به همه حرکت‌ها و تلاش‌های مثبت‌تان بدبین است. اگر به او پیشنهاد بدهید تا به یک پیک نیک بروید او با گله و شکایت پاسخ می‌دهد و از بدی هوا، شلوغی خیابان ها، حشرات مزاحم و باران ناگهانی خواهد گفت. هر پیشنهاد شما با دلایل ظاهرا منطقی همسرتان رد می‌شود و اگر تصمیمی را عملی کنید او در تمام مدت منتظر است خطایی رخ بدهد تا به شما ثابت کند که او خودش از اول می‌دانسته این پروژه شکست خواهد خورد.


بر منفی نگری غلبه کنید
این راهکارها به شما کمک می‌کنند تا به همسر منفی باف تان کمک کنید این نگاه غلط را کنار بگذارد:
_ با افرادی که شاد، امیدوار و اهل معاشرت هستند رفت و آمد کنید : 
تعمدا رفت و آمدتان را با این افراد بیشتر کنید. تلاش کنید تا دوستان بیشتری پیدا کنید به ویژه زوج‌هایی که می‌توانند الگوی مناسبی برای همسر منفی باف تان باشند و همسرتان را تحت تاثیر قرار می‌دهند.
کاملا مشخص است که چه کسانی در جمع‌های دوستانه و خانوادگی پا به پای همسرتان با بدبینی درباره کار، درآمد، تفریح، فرزندان، سیاست و اجتماع حرف می‌زنند. سعی کنید به مرور زمان این زوج‌ها یا دوستان را از زندگی‌تان دور کنید و راه را برای دوستان بهتر باز کنید.
 
_ مطمئن شوید که در زندگی‌تان دوستان، فعالیت ها، عادت‌ها و علایقی وجود دارند که به اندازه کافی روحتان از آنها تغذیه می‌کند و به شما کمک می‌کنند تا شاد و امیدوار باشید :
اگر چیزهایی در رابطه‌تان وجود دارند که زیاد خوشایند نیستند باید بتوانید آنها را حل کنید و یا خلاها را با جایگزین‌های مناسب پر کنید تا از لحاظ احساسی و روانی در تعادل قرار بگیرید. همسر منفی باف تان را تشویق کنید تا کتاب‌های خوب بخواند، به موسیقی گوش کند و از آرزوها و فعالیت‌های دلخواهش صحبت کند.
 
_ مراقب باشید روحیه و خلق و خویتان تحت تاثیر رفتار و گفتار همسر منفی باف تان قرار نگیرد :
آنقدر در این ارتباط وابسته نباشید که شرایط بد روحی اش، شما را هم به همان اندازه پریشان کند. اگر می‌خواهید همسر منفی باف تان را تغییر بدهید نباید به همان شیوه عمل کنید و خلق و خویتان را شبیه او کنید. مثلا شما نباید تمام روز افسردگی بگیرید چون همسرتان سر صبحانه درباره مشکلات و ناامیدی‌ها و ناکامی‌های زندگی حرف زده است.
رفتار همسر منفی باف تان نباید الگو و تعیین کننده شما باشد. قدرت شخصی‌تان را فراموش نکنید. به جای اینکه تحت تاثیر نگرش منفی همسرتان قرار بگیرید، او را تحت تاثیر خـــــودتان قرار بدهید و شادی‌ها و امیدواری هایتان را بیشتر کنید. اگر رفتار همسرتان مسری است خلق و خوی شما هم مسری است. مطمئن باشید که او هم نمی‌تواند مقاومت کند و واکنش‌های مثبت را نشانتان خواهد داد.


_ با همسر منفی باف تان درباره چیزهایی که قدرشان را می‌دانید و شکرگزار هستید حرف بزنید و نشانش بدهید چه چیزهای ارزشمند کوچک و بزرگی وجود دارند :
اگر از دیدن یک پرنده زیبا یا یک درخت سرسبز لذت می‌برید و احساس خوبی پیدا می‌کنید آن را به همسرتان هم انتقال بدهید. اگر از لطف دوستی بهره مند شده اید به همسرتان بگویید که از وجود او لذت می‌برید و ویژگی هایش را یادآوری کنید. حتی اگر او به ظاهر تحت تاثیر قرار نگرفته باشد باز هم شما نیاز دارید که شکرگزار و قدردان لحظات خوب زندگی‌تان باشید و صدای این قدردانی را بشنوید. این کار به شما کمک می‌کند تا به این فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی‌تان وجود دارند به جای اینکه به چیزهای بد توجه کنید.
کمی لطیفه تعریف کنید. ممکن است او مسخره‌تان کند. این وضعیت خیلی سخت و ناراحت کننده است اما شما مجبورید به این روش ادامه بدهید هرچند گاهی واکنش‌های تند و یا تحقیر و آزاردهنده باشد. اگر فرزندانتان هم با شما همراهی کنند اوضاع خیلی بهتر می‌شود. آنها می‌توانند به شما کمک کنند تا همسرتان را به سوی نگاه مثبت به زندگی سوق بدهید.
 
_ قضاوت نکنید :
همسر منفی باف تان را بخاطر رویکرد منفی‌اش به زندگی تحقیر نکنید. دلایل زیادی وجود دارند که باعث می‌شوند یک انسان نگرش منفی به زندگی پیدا کند.، او ممکن است این برداشت غلط از زندگی را از والدینش آموخته باشد، شاید تجربیات تلخی داشته است. اعتماد به نفس کافی ندارد، افسرده است و یا شرایط اجتماعی و اقتصادی این وضعیت را فراهم کرده باشند. شاید دلایل امیدواری‌اش را گم کرده است و آسیب‌های روحی و عاطفی دیده است. بعضی از افراد منفی باف گمان می‌کنند آنها بسیار واقع بین هستند زیرا جزئیات را می‌بینند و یا گاهی دیگران را احمق و خودشان را باهوش می‌دانند چون پوچ گرایی را فیلسوفانه و اندیشمندانه می‌پندارند.
در هر صورت نگرش منفی همسرتان در بسیاری از موارد خودخواسته و آگاهانه نیستند. پس هرگز سرکوفت نزنید. هرچند که او بارها شما را بخاطر خوش بینی‌ها و امیدواری هایتان احمق خوانده باشد.
 
_ از نگرانی هایتان درباره این موضوع بگویید :
بدون تحقیر، دعوا و درگیری و قضاوت با همسرتان درباره این مشکل حرف بزنید. به او بگویید که این رفتار چطور روی احساسات شخصی شما و رابطه دو نفره‌تان تاثیر گذاشته است و برای فرزندانتان تا چه اندازه مخرب است. شاید همسرتان اصلا نداند که نگرشی بیمارگونه و منفی دارد. اجازه بدهید تا حرف بزند و در کنار شما خودش را واکاوی کند.
اگر همسرتان عصبانی شد، باید آرامشتان را حفظ کنید و ژست تدافعی نگیرید. گفتگو را ادامه ندهید و پیشنهاد بدهید تا هر دو نفر به حرف‌هایی که زده شده است، فکر کنید. واکنش‌های مشابه معمولا اوضاع را بدتر می‌کند و او را برای ادامه رفتارش تحریک می‌کند.
 
اگر بعد از صحبت کردن چیزی تغییر نکرد یک نامه بنویسید و از احساسات و نگرانی هایتان درباره واکنش‌های رفتاری این نگرش‌های منفی بگویید :
برایش بنویسید که چقدر دوست دارید درباره خواسته‌ها و نیازها و احساساتتان با او صحبت کنید اما از واکنش‌ها و پاسخ‌های منفی‌اش می‌ترسید و حال بدی که دیدگاه‌های ناامیدانه همسرتان به شما می‌دهد را یادآوری کنید.
در نامه بگویید که چقدر برایش ارزش قایل هستید وعمیقا دوستش دارید. از او بخواهید که از مشاوره کمک بگیرد تا همچنان زندگی زناشویی‌تان پابرجا و استوار باقی بماند و هر دوی شما خوشحال و راضی باشید.
 
اگر همسرتان نمی‌خواهد درباره مشکلش با شما یا با مشاور صحبت کند و مدام آن را انکار می‌کند می‌توانید خودتان به تنهایی به مشاوره بروید و درباره این وضعیت ناامید کننده کمک بخواهید :
شما نیاز به حمایت و کمک دارید تا گام‌های بعدی برای برون رفت از این مشکل را تشخیص دهید. وقتی هر دری را می‌گشایید اما همسر منفی باف تان آن را می‌بندد یا باید دست از تلاش بردارید و کنار بکشید و یا باید بیشتر تلاش کنید و انگیزه‌های تازه پیدا کنید تا بتوانید بازهم با همسرتان ارتباط برقرار کنید به او نزدیک شوید، با هم گفتگو کنید یا نامه‌های دیگر بنویسید. حتی برای تصمیم گیری درباره ادامه زندگی یا جدایی نیز باید از یک مشاور راهنمایی بگیرید. مشاور می‌تواند به شما کمک کند تا موقعیتی که در آن قرار گرفته اید را بهتر بشناسید.


متعهد و مثبت اندیش باشید:
اگر زندگی زناشویی‌تان را دوست دارید و برای ادامه زندگی تلاش می‌کنید باید متعهد شوید که خودتان مثبت اندیش باشید و از واکنش‌های منفی همسرتان ناامید نشوید. یادتان باشد اندیشه‌های مثبت می‌توانند با اندیشه‌های منفی مبارزه کنند و آنها را شکست بدهند هرچقدر تاریکی گسترده است شدت نور می‌تواند بر آن غلبه کند. در نقطه‌های نورانی بایستید و اجازه بدهید همسرتان نیز از این روشنایی بهره ببرد.

 

 


 




 

 


آخرین مطالب